X
تبلیغات
مارادونا تک ستاره ی فوتبال جهان

مارادونا تک ستاره ی فوتبال جهان

دست نوشته های یک سرباز

بازگشت بعد از مدتها

سلام...

من برگشتم...دلم واسه پست نوشتن درباره آرژانتین تنگ شده...تو این چند سال خیلی اتفاقا تو زندگیم افتاد ولی از عشقم به آرژانتین ذره ای کم نشده

موفق و پیروز باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 0:29  توسط عبدالرضا  | 

مسی فوتبالیست سال اروپا شد

سایت گل: لیونل مسی از سوی یوفا به عنوان بهترین بازیکن اروپا برگزیده شد. او امروز هم برنده جایزه بهترین بازیکن سال اروپا شد و هم عنوان مهاجم سال را از آن خود ساخت.

یوفا اسامی بهترین‌های اروپا در هر پست را اعلام کرد. لیست نامزدها به رأی مربیان شانزده تیمی که فصل گذشته به دور حذفی لیگ قهرمانان راه یافته بودند انتخاب شده بود و همین مربیان برندگان نهایی را نیز برگزیدند.

بارسلونا در تمام پست‌ها نامزدهای متعددی داشت و در نهایت از پنج عنوان دو افتخار را به دست آورد. باشگاه‌های انگلیسی مانند منچستر یونایتد و چلسی و البته لیورپول نیز افتخاراتی کسب کردند. تمامی نامزدها در این چهار باشگاه عضویت داشتند.

برندگان به این ترتیب اعلام شدند:

 

بهترین بازیکن سال اروپا

برنده: لیونل مسی

سایر نامزدها: ادوین فان‌درسار، جان تری، ژاوی

پس از اهدای چهار جایزه مربوط به پست‌های مختلف، اعلام شد که مسی به عنوان بازیکن سال برگزیده شده است. از او پرسیده شد بهترین خاطره‌اش از رقابت های سال گذشته چیست و او پاسخ داد: «انتخاب تنها یک لحظه دشوار است. سالی باورنکردنی را پشت سر گذاشتم که در آن شادی و موفقیت‌های فراوانی را تجربه کردم.»

 

مهاجم سال

برنده: لیونل مسی

دیگر نامزدها: ساموئل اتوئو، کریستیانو رونالدو

این بازیکن آرژانتینی در این رقابت دشوار نیز پیروز شد. رقیبان او کریستیانو رونالدو – که در فینال لیگ قهرمانان حضور داشت – و ساموئل اتوئو، هم‌تیمی سابق مسی بودند.

مسی فصل پیش نه گل در لیگ قهرمانان زد و عنوان بهترین گل‌زن این رقابت‌ها را کسب کرد. او پنج پاس گل نیز داد.

 

هافبک سال

برنده: ژاوی

دیگر نامزدها: آندرس اینیستا، استیون جرارد

ژاوی ارناندس از بارسلونا به عنوان هافبک سال اروپا برگزیده شد. رقیبان او هم‌تیمی‌اش آندرس اینیستا و استیون جرارد، کاپیتان لیورپول بودند. بارسلونا با حضور ژاوی نمایشی خیره‌کننده داشت و پاس‌های متوالی بازیکنان این تیم توجه بسیاری را جلب کرد.

 

مدافع سال

برنده: جان تری

سایر نامزدها: جرارد پیکه، نمانیا ویدیچ

جان تری، مدافع چلسی فصل گذشته عالی بود. او با آبی‌ها جام اتحادیه را فتح کرد. تری برای بار سوم این جایزه را به دست می‌آورد. او می‌گوید: «هر روز به سختی تمرین می‌کنم. آرزوی من فتح لیگ قهرمانان با پیراهن چلسی است.»

 

دروازه‌بان سال

برنده: ادوین فان‌درسار

سایر نامزدها: ویکتور والدس، پتر چک

ادوین فان‌درسار به عنوان بهترین دروازه‌بان اروپا برگزیده شد. دروازه‌بان یونایتد فصل گذشته به اوج بازگشت و منتقدانی را خاموش ساخت که می‌گفتند او در 38 سالگی دیگر جایی در منچستر یونایتد ندارد.


مارادونا: من از پله بهتر بودم

سایت گل: دیه‌گو مارادونا، مربی تیم ملی آرژانتین گفته در دوران بازی بهتر از پله بوده است.

مارادونا که پنج سپتامبر دشوارترین دیدار خود در سمت مربی تیم ملی آرژانتین را رویاروی برزیل برگزار خواهد کرد، در نظرسنجی اینترنتی فیفا که نه سال پیش انجام شد به عنوان بهترین بازیکن تاریخ فوتبال برگزیده شد و پله پس از او جایگاه دوم را به دست آورد.

مارادونا می‌گوید: «این مهم است که در این نظرسنجی پله دوم شد. هیچ کس نمی‌تواند این افتخار را از من سلب کند.»

برنده جام جهانی 1986 ادامه داد: «می‌دانید؟ من ده سال در فوتبال اروپا حضور داشتم و پله تنها در آمریکای جنوبی به سر برد. او جام جهانی را فتح کرد اما بازی در اروپا به کلی متفاوت است.»

مارادنا در تیم‌هایی نظیر بارسلونا و ناپولی درخشید اما پله تقریبا تمام دوران ورزشی خود را در سانتوس گذراند.

مارادونا می‌گوید: «وقتی من فوتبال بازی می‌کردم، مدافعان اسپانیا و ایتالیا مانند سگ‌های شکاری بودند و هرگز من را تنها نمی‌گذاشتند.»

مارادونا سپس به پله طعنه می‌زند: «او در یک نظرسنجی دیگر در برزیل پس از آیرتون سنا دوم شد. به نظرم او باید دست از دوم شدن بردارد!»

مارادونا تنها یک بار فاتح جام جهانی شد اما پله سه قهرمانی کسب کرد که اولین آن در 17 سالگی او بود.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 15:13  توسط عبدالرضا  | 

برزیلی‌ها مسی را بهتر از کاکا می‌دانند

سایت گل: به زودی دو تیم آرژانتین و برزیل دیداری در چارچوب رقابت‌های مقدماتی جام جهانی برگزار می کنند. این بازی در 5 سپتامبر در روزاریو خواهد شد.

سایت لانس‌نت ترکیب احتمالی دو تیم را در اختیار هواداران گذاشته و از آنها خواسته به بازیکنان برتر رای بدهند.

برای مثال، در رقابت بین دروازه‌بان‌ها ژولیو سزار 4/63 درصد رای آورده و ماریانو آندوخار دروازه‌بان کاتانیا تنها 6/36 درصد از آرا را کسب کرده است.

در خط دفاعی برزیل برنده قاطع بوده است. دانیل آلوز در رقابت با خاویر زانتی 1/55 درصد، ژوان در رقابت با گابریل هاینتزه 6/59 درصد، لوسیو در رقابت با نیکولاس بوردیسو 2/61 درصد و آندره سانتوس در رقابت با فابریسیو کولوچینی 1/56 درصد رای به دست آورده‌اند.

در خط حمله لوییس فابیانو با 2/53 درصد سرخیو آگرو را شکست داده، اما از این جا به بعد آرژانتینی‌ها در عین شگفتی رای بیشتری آورده‌اند.

بزرگ‌ترین پیروزی آنها خاویر ماسکرانو (9/70 درصد) در قیاس با ژیلبرتو سیلوا بوده است. ماکسی رودریگز (4/52 درصد) در رقابت با فلیپه ملو موفق بوده، خسوس داتولو (7/54 درصد) الانو را شکست داده و کارلوس توز (2/57 درصد) از روبینیو بهتر بوده است.

در نهایت در نبرد فوق ستاره‌ها لیونل مسی (6/55 درصد) بهتر از کاکا بوده است.

طرفداران فوتبال در برزیل به انتقادات شدید از تیم ملی‌شان مشهورند، به ویژه از زمانی که دونگا مربی این تیم شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 22:43  توسط عبدالرضا  | 

استعداد بی نظیر در ساق های کوچک آرژانتینی

یک داستان واقعی از لیونل مسی

لیونل مسی بهترین فوتبالیست دنیاست، اگر چه او همواره نحیف ترین هم به شمار می آید. این نوشته گزارشی است از روبرتو ساویانو درباره هنر مسی در فوتبال و دیدار او با این بازیکن در بارسلونا. روبرتو ساویانو در سال ۱۹۷۹ در نزدیکی ناپولی به دنیا آمد. او نخست به عنوان خبرنگار کار می کرد. Gomorrha پرفروش ترین کتابش در سال ۲۰۰۶ چاپ شد. کتابی درباره روش های کار گروه مافیایی کومورا . این کتاب به ۴۲ زبان بازگردان و از روی آن فیلمی هم ساخته شده است: با لیو در رختکن نوکمپ، یکی از بزرگترین ورزشگاه های دنیا روبرو شدم.
مسی از سکوها همانند لکه ای کوچک، مهارناشدنی و بسیار سریع به چشم می آید. او از نزدیک هم جوانی نحیف اما جان سخت و خستگی ناپذیر است، بی اندازه کمرو و خجالتی. زیر لب ترانه ای آرژانتینی را زمزمه می کند. چهره ای دوست داشتنی، صاف و بدون چین و چروک دارد، بدون ریش و سبیل. لیونل مسی کوچک ترین قهرمان زنده فوتبال است، با لقب کک. او اندام بچه را داراست. در واقع رشد او به عنوان کودک تقریباً در ۱۰ سالگی متوقف شد. دست و پاهای کودکان دیگر بلندتر بودند؛ صدایشان هم دستخوش دگرگونی می شد. با این حال لیونل کوچک ماند. یک جای کار ایراد داشت. آزمایش ها هم این موضوع را تأیید می کردند: هورمون های رشد او تا اندازه ای منظم عمل نمی کردند. آن طور که معلوم شد، مسی به گونه ای نادر از بیماری نانیسم مبتلا بود. همزمان با هورمون های رشد در کار دیگر هورمون ها نیز اختلال هایی ایجاد شده بود و آنها نیز ترشح نمی شدند.
پوشیده نگه داشتن این ایراد ناشدنی بود. دوستان در زمین فوتبال متوجه شدند که رشد لیونل متوقف مانده است. مسی می گوید: همیشه کوچک تر از همه بودم. هر کاری که می کردم و هر کجا که می رفتم، آنها همیشه می گفتند: لیونل عقب افتاده است. انگار او در جایی از مسیر از بقیه عقب افتاده بود. در ۱۱ سالگی قد او تقریبا ۱۴۰ سانتی متر است. پیراهن باشگاهش، نیو ولز اولد بویز در شهر روزاریوی آرژانتین برایش بسیار بزرگ است و به تنش زار می زند. پایش در کفش شنا می کند، بنا بر این او بند کفش هایش را همانند کفش های خانگی می بندد. او بازیکنی استثنایی است، با این حال اندام یک کوتوله ۸ ساله را دارد و نه یک نوجوان در حال رشد را. درست در سن و سالی که در آن هر کس با نگاه به آینده می خواهد استعدادهایش را برای رشد و پیشرفت به کار بگیرد، رشد اولیه در مورد دست ها، پاها و تن او راکد می ماند. این برای مسی به معنای پایان تمام امیدهایی است که از نخسین روزهای حضورش در زمین فوتبال در ۵ سالگی داشت.
او احساس می کند، که با پایان یافتن رشدش همه چیز پایان یافته است. هر چیزی که او می خواست روزی بشود. همزمان پزشکان در این اندیشه هستند که چنانچه با این بیماری به موقع مبارزه شود، شاید بتوان آن را بر طرف کرد. تنها اقدام ممکن هورمون درمانی با هورمون GH است: بمباران سالانه که با کمک آن شاید بتوان سانتی مترهایی از رشد صورت نگرفته را جبران کرد، سانتی مترهایی را که او نیاز دارد تا با آنها بتواند با غول های فوتبال مدرن رقابت شانه به شانه ای داشته باشد. درمان این بیماری بی اندازه پرهزینه است. سنگین برای خانواده: درمان این مرض ماهانه ۹۰۰ دلار خرج در بر دارد. فوتبال برای رشد و رشد برای فوتبال: از این به بعد این تنها راه پیش روست.
او در جریان یک بازی توجه یک استعدادیاب را به خود جلب می کند.استعداد یاب ها در زندگی بازیکنان فوتبال همه چیز هستند. با هر مسابقه ای که آنها به تماشایش می روند، با هر نوجوانی که تصمیم می گیرند، رشد و پیشرفتش را پیگیری کنند و با هر پدری که می خواهند، با او به صحبت بنشینند، درباره سرنوشتی تصمیم می گیرند و آن را رقم می زنند. آنها در بیشتر موارد درها را به روی بازیکنان جوان می گشایند. با همه این ها چیزی که باید به مسی ارائه شود، بسیار بیشتر است. آنها نه تنها می توانند فوتبالیست شدن را برای او ممکن کنند، که سلامت و تندرستی را بار دیگر به او باز می گردانند. کارلس رکساچ، مدیر ورزشی بارسلونا، پس از آن که لیونل را در زمین دیده بود، این طور تعریف می کند: ۵ دقیقه برای دیدن این که او برگزیده است، کافی بود. آشکار است که استعدادی بی نظیر در پاهای مسی نهفته است. چیزی که از فوتبال فراتر می رود. وقتی کسی به تماشای او هنگام فوتبال می نشیند، همانند وقتی است که فرد به موسیقی گوش می دهد، گویی هر قطعه در یک ترکیب از هم پاشیده به جای خودش باز می گردد.
رکساچ می خواهد او را خیلی زود از آن خود کند: هر کسی بود، بلافاصله او را با طلا می سنجید. آنها روی یک کاغذ بی ارزشقرارداد خود را می نویسند، روی یک دستمال. رکساچ و پدر کک پای آن قرارداد را امضا می کنند. این تکه کاغذ بی ارزش زندگی لیونل را دگرگون خواهد کرد. بارسلونا این کودک جاودانه را باور دارد. باشگاه تصمیم می گیرد که هزینه های هر هورمونی را که ترشح نمی شود، بپردازد اما مسی برای درمان باید راهی اسپانیا شود، همراه با همه اعضای خانواده، پدر، مادر و ۳ خواهر و برادرش که اکنون با او از روزاریو رفته اند؛ بدون مدرک و بدون کار و با اعتماد صرف به قراردادی که روی یک دستمال نوشته شده است. با این امیدواری که شاید در این اندام کودکانه بخت و اقبال آن ها نهفته باشد. باشگاه در سال ۲۰۰۰ به مدت ۳ سال هرگونه پشتیبانی پزشکی و درمانی مسی را تضمین می کند. برخی بر این باورند که شخصی که ایمان دارد به یاری فوتبال می تواند از جهنم و عذاب خارج شود، نیرویی در خود دارد که او را به هر هدف دلخواهش می رساند. با این همه درمان به گونه ای وحشتناک توان مسی را می گیرد. حالش همواره بد است و پی درپی بالا می آورد. عضله ها به نظر در حال پاره شدن و استخوان های بدن در حال خرد شدن هستند.
در عرض چند ماه اندامش بزرگتر شده و به اندازه ای می رسد که در واقع در مدت چند سال باید به این اندازه می رسید. مسی می گوید: توانایی درد کشیدن را نداشتم و نمی توانستم به باشگاه جدیدم چیزی ارائه بدهم، باشگاهی که همه چیز را مدیونش هستم. تفاوتی بنیادین میان آن هایی است که استعدادشان را به کار می گیرند تا پیشرفت کنند و آنهایی که همه چیزشان بسته به آن استعداد است. هنر زندگی است اما نه به این معنا که هنر همه چیز یک فرد شود و او را در خود غرق کند. بلکه به آن معناست که به شخصی آتیه ببخشد. برنامه دومی وجود ندارد، هیچ گونه جایگزینی هم وجود ندارد که بتوان به آن رجوع کرد. سرانجام بارسلونا پس از ۳ سال می خواهد لیونل مسی را به کار بگیرد و خانواده می داند که اگر او اکنون نتواند آن طور که از او انتظار می رود، بازی کند، دردسرهایی برطرف ناشدنی پیش خواهد آمد. آنها در آرژانتین همه چیز را از دست داده اند و در اسپانیا هم هنوز چیزی را به دست نیاورده اند اما زمانی که کک شروع به بازی می کند، هر گونه ترس و هراسی محو و برطرف می شود. مسی با تمرین سخت و پشتیبانی باشگاه نه تنها شجاعت که حتی رشد جسمانی لازم را نیز سال به سال و سانتی متر به سانتی متر به دست می آورد. هیچ کس به درستی نمی داند که او امروز چند سانتی متر قامت دارد. بیشتر افراد می گویند او
۶۹ / ۱ متر است برخی هم کمی کمتر. برخی هم عنوان می کنند مسی هم اکنون به ۶۰ / ۱ می رسد و هنوز هم در حال رشد است. منابع رسمی دقیق نیستند. آن ها به او رفته رفته سانتی مترهای بیشتری را نسبت می دهند. گویا بحث بر سر درآمد یا بهایی است که او از خود در میدان نشان می دهد. حقیقت آن است که پیش از به صدا درآمدن سوت آغاز بازی و زمانی که ۲ تیم مقابل هم صف آرایی می کنند، قد بازیکنان کم و بیش در یک اندازه و راستاست. تنها باید به چهره بازیکنان نگاه کرد تا چهره مسی را تشخیص داد. زمانی که تصاویر تلویزیونی سر او را نشان ندهد، از اندامش نمی توان دریافت او مسی است. در واقع هیچ کسی به طور پی درپی به دنبال او نیست. مرکز ثقل او به گونه ای است که مدافعانی که می کوشند او را متوقف یا سرنگون کنند، نمی توانند. او زمین نمی خورد حتی متزلزل هم نمی شود. به دویدنش ادامه می دهد، توپ را پیش می اندازد، متوقف نمی شود، دریبل می کند، جلو می زند، می خزد، فرار می کند و فریب می دهد. او مهار ناشدنی است. در بارسلونا به تمسخر گفته می شود، روبرتو کارلوس و فابیو کاناوارو، مدافعان بزرگ سابق رئال مادرید، ترجیح می دادند هرگز به چهره مسی نگاه نکنند، تنها به این خاطر که هرگز نتوانسته بودند از او جلو بزنند. مسی فوق العاده سریع است. او با پاهای کوچکش مثل برق می دود، پاهایی که توپ را محکم حفظ و با هر حرکتی آن را کنترل می کنند. انگار که آن ها دست هستند نه پا. حریفانش با مانورهای فریب دهنده اش ناگهان خود را دست خالی می یابند. نه از مسی خبری است و نه از توپ! تماشای بازی مسی یعنی تماشای چیزی فراتر از فوتبال. چیزی ورای فوتبال و همطراز با زیبایی. همسان با شور و هیجان. بیننده او دیگر فاصله ای میان خود و مسابقه نمی یابد بلکه خود را کاملاً در درون آن می یابد و با حرکت های ناشیانه اما هماهنگش یکی احساس می کند.
از همین رو بازی مسی با قطعه های پیانوی آرتورو بندتی میکل آنجلی، با تابلوهای رافائل و با فرمول های ریاضی جان نش در مورد تئوری بازی که فراتر از یک آهنگ، رنگ و منطق هستند، قابل قیاس است. اینها که گفته شد همگی تأثیری هیپنوتیزمی دارند. درست همانند وقتی که کسی برای نخستین بار به تماشای بازی مسی می نشیند. او خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر قرار می گیرد. زمانی که توصیف روزنامه نگاران ورزشی از مسی را می خوانیم، در می یابیم که او چه تردست هنرمندی است. در جریان مسابقه ای میان بارسلونا و رئال مادرید که در آن بازیکنان حریف می کوشیدند، او را پی درپی از کار بیندازند، گزارشگر مسابقه گزارش بازی را رها کرده و با هیجان تمام فریاد می کشد: او نمی افتد، نمی افتد، نمممی افتددد! در مسابقه ای دیگر میان ۲ دشمن دیرینه فریادهای پر شور« مسی، مسی» با حرف a همراه می شود و او از این پس برای همیشه مسیا (ناجی) خوانده می شود. دومین لقبش پس از کک. بازی او به گونه ای سحرآمیز همه را شگفت زده و مبهوت می کند و مسیح او در فوتبال کسی جز دیگو آرماندو مارادونا نیست. به ندرت می توان باور کرد، با این حال زمانی که مسی بازی می کند، پاس های مارادونا را در سر دارد؛ درست همانند یک شطرنج باز که در موقعیت های مشخصی از بازی از حرکت های قهرمانی بزرگ الگوبرداری و درست همان حرکت ها را اجرا می کند. مسی در ۱۸ آوریل ۲۰۰۷ در بارسلونا کپی گلی را به ثمر رساند که مارادونا در ۲۲ ژوئن ۱۹۸۶ در مکزیک به ثمر رسانده بود و از آن با عنوان گل قرن یاد می شود.
۲۰ سال بعد اما درست عین همان. مسی هم در ۶۰متری دروازه حریف حرکتش را آغاز کرد، او هم در یک استارت ۲ بازیکن حریف را جا گذاشت و با سرعت روانه محوطه جریمه شد، همان جا یکی از بازیکنان که او آنها را جاگذاشته بود، دوباره تلاش می کند، او را سرنگون کند اما بی نتیجه. ۳ مدافع مسی را احاطه می کنند اما او به جای آن که گلزنی کند، به سمت راست می رود، دروازه بان و بازیکنی دیگر را دریبل می کند و ... گل می زند. و پس از گل تصویری از بهت بازیکنان بارسلونا که از حیرت در جای خود میخکوب شده اند. آنها سرهایشان را در دست گرفته اند و چنان به دور و بر خود نگاه می کنند که گویا نمی توانند باور کنند بار دیگر توانسته اند شاهد به ثمر رسیدن چنین گلی باشند. زمانی که مارادونا در مکزیک گلزنی کرد، مسی هنوز به دنیا نیامده بود. او تازه در سال ۱۹۸۷ متولد شد و دلیلی که من به خاطر آن به بارسلونا سفر کردم و می خواهم با او دیدار داشته باشم این است که من در ناپولی با افسانه دیه گو مارادونا بزرگ شدم. هیچ گاه بازی آرژانتین و ایتالیا را در جام جهانی ۱۹۹۰ فراموش نخواهم کرد. مسابقه ای که دست بی رحم تقدیر خواسته بود که تیم ملی ایتالیای آزگلیو ویچینی و توتو اسکیلاچی در نیمه نهایی مقابل آرژانتین مارادونا روبرو شود.
آن هم درست در ورزشگاه سائو پائولوی شهر ناپولی! زمانی که اسکیلاچی گل نخست را به ثمر می رساند، ورزشگاه واکنشی شادمانه را بروز می دهد. با این حال حس می شود که در میان تماشاگران اوضاع آن طور که باید باشد، نیست. پس از گل کانی گیا فریاد های بلند تماشاگران غیرایتالیایی و غیرناپلی بر ضد مارادونا کارگر می شود و اکنون چیزی رخ می دهد که در تاریخ فوتبال هرگز اتفاق نیفتاده بود و شاید هم دیگر هیچگاه رخ نخواهد داد: جو حاکم بر ورزشگاه بر ضد تیم ملی خودی می شود. تماشاگران اهل ناپولی فریاد می کشند: دیه گو! دیه گو! آنها عادت کرده بودند که نام او را صدا بزنند. چگونه باید آنها را برای این کار تنبیه کرد و چگونه قرار بود آنها به ناگهان دیگر از او پشتیبانی نکنند؟ مارادونا موفق شد، منطق هواداری را وارونه کند. آن روز را بسیار خوب به یاد دارم. تقریباً ۱۱ ساله بودم و چنین فوتبالی را شاید دیگر بار به ندرت تجربه خواهم کرد اما به نظر می رسد چیزی از گذشته بازگشته است. گل بازی مقابل انگلستان در جام جهانی مکزیک و گلی که کک ۲۰ سال بعد به ثمر رساند، یکی از لحظه های فراموش ناشدنی کودکی ام را تأیید می کند.
تصور می کنم که چه اندازه فوق العاده و یا سرگیجه آور بود، اگر می شد مسی را به هنگام بازی در ورزشگاه سائوپائولو تماشا کرد. لحظه باورنکردنی دیدارم با مسی درست زمانی است که به او می گویم، که او وقتی بازی می کند، شبیه مارادوناست. شبیه اوست یعنی نمی دانم چگونه باید تصویری را که هزاران بار دیده شده، بهتر بیان کنم. با این حال می خواهم این موضوع را به او بگویم. او به من پاسخ می دهد: آیا این واقعیت دارد؟ پاسخی با لبخند، با خجالت و شرم بیشتر از معمول و البته شادمانی بسیار. از این گذشته مسی حاضر بود با من ملاقت کند، نه به این خاطر که من نویسنده هستم یا به خاطر این گونه علت ها بلکه تنها از آن رو که من اهل ناپولی هستم. مسی می گوید: ناپولی را دوست دارم. دوست دارم خیلی زود به آن شهر سر بزنم. بی تردید خوب خواهد بود اگر بتوانم در آنجا مدت بیشتری بمانم. این برای یک آرژانتینی درست همانند آن است که به خانه اش می رود. ناپولی برای مسی و بسیاری از هواداران بارسلونا مکانی مقدس البته در فوتبال به شمار می آید. ناپولی مکان تبرک بخشی استعدادهاست. شهری که رب النوع فوتبال در آن بهترین سال هایش را گذراند. جایی که او از هیچ برخاست و قهرمان شد. بالاتر از تمام تیم های بزرگ. فاتح دنیا.
لیونل مسی درست نقطه مقابل آن چیزی است که انسان از یک ستاره فوتبال انتظار دارد. او بی دست و پاست و عبارت های معمولی را که به او پیشنهاد می شود، به کار نمی گیرد، سرخ می شود و به کفش هایش نگاه می کند. زمانی هم که نمی داند چه چیزی باید بگوید، شروع به جویدن انگشت هایش می کند اما داستان کک از هر منظر بسیار شگفت انگیز است. مسی همانند زنبور مودار است. می گویند زنبور مودار در واقع نباید پرواز کند چرا که بدنش بسیار بزرگ است و تحمل این وزن برای بال های کوچکش بیش از اندازه دشوار. با این حال زنبور مودار این موضوع را نمی داند و به سادگی پرواز می کند. مسی هم با اندام کوچکش، با پاهای کوتاهش و سینه باریکش و با تمام اختلال های رشدش در واقع هرگز نباید می توانست در فوتبال مدرن و پر از درگیری امروز بازی کند.

 

روزنامه ابرار ورزشی ( www.abrarnews.com )


بكهام، مسی را ستود
 
 
بازیكن انگلیسی تیم لس آنجلس گالكسی گفت: مسی بزرگترین بازیكن دنیاست.
دیوید بكهام عنوان كرد: این روزها در دنیای فوتبال حرفه ای تنها یك بازیكن بزرگ وجود دارد و او كسی نیست به جز لیونل مسی. وی افزود: مسی بازیكن كاملی است كه همه جوانب حرفه ای گری را در او می بینم و اطمینان دارم كه او در آینده نه تنها اسطوره فوتبال آرژانتین خواهد بود بلكه در دنیا بی رقیب و بی نظیر به كار خود ادامه می دهد.
 
روزنامه ابرار ورزشی (www.abrarnews.com)
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 9:59  توسط عبدالرضا  | 

تیم منتخب دهه اخیر آرژانتین

با نزدیک شدن به سال 2010، Goal.com تیم منتخب دهه اخیر آرژانتین را معرفی می کند .

یک دهه از ورود به هزاره سوم می گذرد و هنوز آرژانتین چیز خاصی از خود به نمایش نگذاشته است. سال هاست که آرژانتینی ها جمعی از بااستعدادترین بازیکنان دنیا را پرورش می دهند و یکی از جذاب ترین فوتبال های جهان را به نمایش می گذارند اما در عین حال همچنان از کسب جام قهرمانی بازمانده اند.

 

با سرمایه و پتانسیلی که در اختیار دارند، احتمالا آرژانتین قدرنادیده ترین تیم دنیاست. در جام جهانی 2002 آنها در همان مرحله گروهی از رقابتها کنار گذاشته شدند و چهار سال بعد در آلمان، در یک چهار نهایی مغلوب تیم میزبان شدند. آنها در هر دو دوره، یکی از تیم های محبوب جام بودند اما در نهایت به جایی نرسیدند.

 

آرژانتینی ها علیرغم در اختیار داشتن رکورد قهرمانی در کوپاآمریکا با 14 قهرمانی، در دو دوره اخیر در فینال مغلوب برزیل شدند. این مسئله را خواه به بدشانسی نسبت دهیم یا عدم روحیه جنگندگی، به هر روی به نظر می رسد آرژانتینی برای قهرمانی به اندازه کافی خوب نیستند.

 

اما اگر شانس،کمی به تیم ملی آرژآنتین روی خوش نشان دهد، ستاره های بسیاری هستند که می توانند با پیراهن "آلبی سلسته" بدرخشند. آرژانتین استعدادهای بسیاری را آماده به خدمت گرفتن می بیند و اگر آنها برنامه ریزی خوبی برای آینده داشته باشند، غیرقابل مهار به نظر می رسند.

 

آرایش: 3-4-1-2

 

روبرتو آبوندانزیری (....-2004)

او بسیار دیر و در 32 سالگی اولین بازی ملی اش را انجام داد اما در بین بسیاری از دروازه بانان ناامید کننده ای که در چند سال اخیر برای آرژانتین به میدان رفتند، با ثبات ترینشان بود. آمادگی بالای او موجب شد تا دروازه بان اولین آرژانتین در جام جهانی 2006 باشد و نمایش خوبی هم داشت اما در بازی با آلمان میزبان در مرحله یک چهارم نهایی مصدوم شد و آرژانتین در ضربات پنالتی بازی را واگذار کرد. مشکل اصلی او مصدومیت است که موجب شده حتی او در بازی های مقدماتی جام جهانی 2010 جایگاه خود را در ترکیب اصلی تیم ملی بعد از مصدومیت در بازی با پاراگوئه از دست بدهد. پس از آن او دیگر درترکیب تیم ملی قرار نگرفت.

 

خاویر زانتی (...-1994)

"ال پوپی" یکی از رکورداران بازی ملی در تاریخ آرژانتین است و ثبات بالای او خود گویای همه چیز است. او که تجربه دو جام جهانی را در کارنامه دارد، توسط پکرمن برای حضور در جام جهانی 2006 به تیم ملی فراخوانده نشد. با این وجود او یکی از ارکان تیم فعلی آرژانتین است و احتمالا سومین جام جهانی اش را تابستان آینده در آفریقای جنوبی تجربه خواهد کرد. این اسطوره تیم اینتر در 35 سالگی روزهای پایانی بازیگری اش را سپری می کند اما همچنان برای باشگاه و تیم ملی کشورش بازیکن موثری است. او همراه با آرژانتین در چهار دوره کوپا آمریکا شرکت کرده است اما هیچگاه نتوانست در این جام به قهرمانی برسد. اما با اینتر او 9 جام مختلف از جمله چهار اسکودتو پیاپی را فتح کرده است.

 

روبرتو آیالا (2007-1994)

بدون تردید آیالا مطمئن ترین مدافع آرژانتین در دهه اخیر بوده است. او اولین بازی ملی اش را در سال 1994 انجام داد و پس از شکست آرژانتین در فینال کوپا آمریکای 2007 در ونزوئلا از بازیهای ملی خداحافظی کرد. با 115 بازی ملی، دومین رکوردار بازی ملی در آرژانتین است. در چهار کوپا آمریکا و سه جام جهانی برای آرژانتین به میدان رفت و نشان داد که در خط دفاعی چه بازیکن سختکوشی است؛ مدافعی که معمولا با ضربات سر به گل می رسد. اگرچه او اکنون 36 ساله است اما دیه گو مارادونا همچنان او را برای جام جهانی آینده مد نظر دارد.

 

والتر ساموئل (...-1999)

علی رغم اینکه آرژانتین در خطوط میانی و حمله بازیکنان زیادی دارد، اما احتمالا برای جام جهانی آینده والتر ساموئل تنها مدافع آخر قابل اعتمادی خواهد بود که آنها در اختیار دارند. علی رغم دوره کوتاه و نا امیدکننده در رئال مادرید، او یکی از بهترین مدافعان دهه اخیر اروپاست و اگرچه با پیراهن تیم ملی به اندازه تیم های باشگاهی اش ندرخشیده است اما همچنان در ترکیب تیم ملی حضور دارد. نستور پکرمن او را نیز برای جام جهانی 2006 انتخاب نکرد. او 53 بازی ملی در کارنامه دارد و در جام کنفدراسیون های سال 2005 با آرژانتین به عنوان نائب قهرمانی رسید.

 

خاویر ماسکرانو (.....-2003)

کاپیتان فعلی آرژانتینی ها، بازیکنی با استعداد است که پس از چند بازی درخشان در ترکیب آلبی سلسته، جایگاه خود را در تیم ملی مستحکم کرد. این هافبک تیم لیورپول در جام جهانی 2006 برای آرژانتین به میدان رفت و در دو المپیک آتن و سیدنی کمک کرد تا آرژانتینی ها مدال طلا را تصاحب کنند. دیه گو مارادونا اعتقاد دارد که بازی های موثر او می تواند در جام جهانی آینده آرژانتین را به اولین قهرمانی بعد از سال 1986 برساند. زمزمه هایی مبنی بر پیوستن او به بارسلونا شنیده می شود، انتقالی که اگر صورت بگیرد، شمایل او به عنوان یکی از بهترین هافبک های تدافعی دنیا تکمیل می کند.

 

خوان سباستین ورون (....-1996)

او اولین بازی ملی اش را در سال 1996 انجام داد و در این مدت به تناوب در ترکیب آرژانتین قرار گرفته است. او در دو جام جهانی برای  آرژانتین به میدان رفت اما جزئی از تیمی که به یک چهارم نهایی جام جهانی آلمان رسید، نبود. بعد از ده سال درخشش در اروپا، به تیم محبوبش، استودیانتس، بازگشت و آمادگی بالای او باعث شد خیلی زود و پس از سه سال به تیم ملی بازگردد. او در کوپا آمریکای 2007 و مقدماتی جام جهانی 2010، هرچند نه به عنوان بازیکن ثابت، بار دیگر برای آرژانتین بازی کرد. پاس های بسیار دقیق او باعث شده که او همچنان یکی از مهمترین بازیکنان آرژانتین باشد.

 

خوان رومن ریکلمه (2009- 1999)

ریکلمه یکی از درخشان ترین بازیسازهای دنیای فوتبال است. یکی از بحث برانگیز ترین برنامه های تیم ملی آرژانتین در جام جهانی 2006 حول محور او طرح ریزی شده بود اما حذف زودهنگام آرژانتینی ها انتقادات زیادی را متوجه او کرد. اما او برای کوپا آمریکای سال بعد نیز دوباره به ترکیب آرژانتین فراخوانده شد و با درخشش او بود که آرژانتین به فینال رسید. درخشش او با پیراهن بوکاجونیورز موجب شد تا به یکی از بازیکنان اصلی آرژانتین در بازیهای مقدماتی جام جهانی 2010 تبدیل شود. او در بازی های ابتدایی درخشان ظاهر شد اما با پیش رفتن مسابقات و حضور مارادونا روی نیمکت مربیگری آرژانتین، او برای دومین بار در مارس گذشته، از تیم ملی کنار کشید. در هفته های اخیر صحبت هایی در مورد بازگشت او به تیم ملی شنیده می شد اما او بار دیگر تاکید کرد که روزهای او در تیم ملی به پایان رسیده است.

 

آریل ارتگا (2003-1993)

در جام جهانی 1994 از او به عنوان جانشین مارادونا یاد شد و از آن پس به یکی از ارکان تیم ملی آرژانتین تبدیل شد. "ال بوریتو" (خر کوچک) با تکنیک و دریبلینگ شگفت انگیز و بازی های هوشمندانه اش محبوب طرفداران بود. در سه جام جهانی، که آخرین آن، جام جهانی 2002 کره و ژاپن بود، برای آرژانتین بازی کرد و یکی از بهترین بازیکنان تیم بود. اما تاسف برانگیز این که بسیاری او را با ضربه سری که به ادوین فن درسار، دروازه بان هلند، در جام جهانی 1998 زد، می شناسند. به دلیل این حرکت، ارتگا از بازی اخراج شد و آرژانتین با شکست 2-1 از هلند، از جام جهانی حذف شد. او به مصرف مشروبات الکلی معتاد شد اما به تازگی آن را کنار گذاشت و مارادونا نیز اعلام کرد در صورتی که او با پیراهن ریور پلات فرم مطلوب گذشته اش را پیدا کند، دوباره به تیم ملی فراخوانده خواهد شد.

 

لیونل مسی (....-2004)

این استعدا شگفت انگیز نه تنها یکی از محبوب ترین بازیکنان دهه اخیر آرژانتینی هاست بلکه یکی از بهترین های تاریخ فوتبال آرژانتین است. "لا پولگا" (کیک) با تکنیک حیرت انگیزش در سراسر جهان شناخته شده است. او اولین بازی اش برای تیم بزرگسالان آرژانتین را در سال 2005 انجام داد اما هنوز با پیراهن تیم ملی بهترین بازیهایش را انجام نداده است. او در اولین بازی ملی در مقابل مجارستان، تنها دقایقی پس از ورود به بازی از زمین اخراج شد. او در جام جهانی 2006 اندک دقایق برای آرژانتین به میدان رفت اما در همین دقایق اندک موفق به گلزنی در مقابل صربستان و مونته نگروشد. یک سال بعد او یکی از بازیکنان تیمی بود که در فینال کوپا آمریکا مغلوب برزیل شد اما با این وجود او به عنوان بهترین بازیکن جوان جام انتخاب شد. سال گذشته در المپیک پکن آرژانتین مدال طلا را به گردن آویخت و مسی نقشی کلیدی در این راه داشت.

 

گابریل باتیستوتا (2003-1993)

بازنشستگی باتی گل، خلایی جبران ناپذیر برای آرژانتینی ها بود. باتیستوتا یکی از بهترین مهاجمان تاریخ فوتبال آرژانتین است که چندین عنوان با پیراهن تیم ملی کسب کرد که همگی مربوط به پیش از آغاز هزاره سوم است. اسطوره سابق فیورنتینا در سه جام جهانی حضور داشت و در 12 بازی، 10 گل به ثمر رساند. حضور او در ترکیب آرژانتین برای سایر بازیکنان الهام بخش و دلگرم کننده بود، نه به دلیل گلزنی های مداومش، بلکه به علت تاثیرگذاری در بازی و قدرت رهبری اش. اگر او همچنان در ترکیب تیم ملی آرژانتین حضور داشت، آنها یکی از کاندیداهای اصلی کسب عنوان قهرمانی در جام جهانی آینده بودند.

 

  ارنان کرسپو (....-1995)

کرسپو ثبات زیادی در ترکیب تیم ملی آرژانتین داشت اما عدم حضور ثابت در ترکیب اینتر و ظهور مهاجمان جوان موجب شده تا کمتر به او بازی برسد. از کوپا آمریکای 2007 به بعد به تیم ملی دعوت نشده است اما همچنان امیدوار است که باز هم با پیراهن آرژانتین بازی کند. او با 35 گل زده، بعد از باتیستوتا، بهترین گلزن تاریخ فوتبال آرژانتین است اما علی رغم رکورد قابل توجه اش، بعید است او چهارمین جام جهانی اش را با آرژانتین تجربه کند.

 

بهنام جعفرزاده

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 17:8  توسط عبدالرضا  | 

مسی: خداحافظی در آرژانتین

ستاره آرژانتینی بارسلونا اعلام کرده که در نظر دارد تا در سرزمین مادری اش از فوتبال خداحافظی کند.

سایت گل: لیونل مسی، ستاره آرژانتینی بارسلونا  به خبرنگاران گفت که آرزو دارد پس از آنکه قراردادش با بارسلونا به اتمام رسید، در آرژانتین با فوتبال خداحافظی نماید ، چرا که همیشه آرزو می کرده تا در لیگ دسته اول آرژانتین فوتبالش را به پایان برد.

 مسی  در این رابطه گفت:«می خواهم فوتبالم را در آرژانتین به پایان برم. چرا که از زمانی که یک پسربچه بودم این آرزو را در سر می پروراندم. من همیشه به ورزشگاه ها می رفتم و اکنون می خواهم در آینده این را تجربه کنم ، برای مردمی که آنجا هستند. »

مسی در حال حاضر جام قهرمانی لالیگا و جام حذفی اسپانیا را در دستان خود می بیند و اکنون در آستانه دیدار مقابل منچستر در فینال لیگ قهرمانان اروپاست. او در مورد تیمی که فوتبالش را در آن به پایان خواهد برد گفت:« تیم نیوول؟ شاید. تنها حسی که می خواهم آن را تجربه کنم، در ابتدا حضور در لیگ دسته اول آرژانتین است. من شیفته نحوه ای هستم که هواداران در آرژانتین فوتبال را دنبال می کنند و احساسی که به فوتبال دارند. در آرژانتین زندگی کاملا متفاوت است. در اسپانیا اینجا صلح و آرامش به مراتب بیشتر است ولی برای من، جدا از همه چیز، آرژانتین، آرژانتین است و حرف اول را می زند. دلم برای زادگاهم تنگ شده، به ویژه وقتی که آرژانتین را ترک می کنم و خانواده ام در آنجا هستند، به شدت دلتنگ می شوم.»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:6  توسط عبدالرضا  | 

بوکا قابل مقایسه با بهترینهای اروپا ؟

سایت گل: بوکا جونیورز خود را به عنوان برترین تیم منطقه آمریکای جنوبی در دهه اخیر معرفی کرده است و این واقعیت که آنها تقریبا هر عنوان بین المللی موجود را به دست آورده اند ثابت می کند که می توان آنها را در زمره بهترین تیم های جهان دسته بندی کرد. در آمریکای جنوبی، تنها تعداد انگشت شماری از تیم ها وجود دارند که می توان آنها را در این گروه قرار داد و با توجه به نمایش های چند سال اخیر، شاید منصفانه تر باشد که تنها بوکا و سائوپائولو برزیل را به عنوان قدرت های جهانی معرفی کنیم. اگرچه تیم های انگلیسی در سالهای اخیر رقابت های اروپایی را به تصرف درآورده اند با این وجود همچنان رئال مادرید، لیورپول، بایرن مونیخ، یوونتوس، میلان و منچستر یونایتد قدرت های سنتی فوتبال اروپا  هستند. در فوتبال آمریکای جنوبی نیز دسته بندی مشابهی وجود دارد اما بعضی از قدرت های سنتی این منطقه مانند ایندپندی انته، پنارول، الیمپیا و حتی ریور پلات دوران رخوت را سپری می کنند.

چرا بوکا تیم خوبی است؟

 آیا بوکا قابل مقایسه با قدرت های فوتبال اروپاست؟ از نظر محبوبیت، حداقل در منطقه آمریکای جنوبی، بی تردید قابل مقایسه اند. ورزشگاه اختصاصی آنها، لا بومبونرا، یکی از معروف ترین ورزشگاه های جهان است و دستاوردهای آنها در سطح بین المللی، جایگاه قابل توجه آنها را به عنوان یکی از قدرت های جهانی تایید می کند. افتخارات بوکا خود به اندازه کافی گویاست؛ آنها شش بار جام لیبرتادورس، سه بار جام بین قاره ای، چهار بار جام سودآمریکانا را فتح کرده اند و البته به اینها تعداد بی شماری جام داخلی را نیز باید اضافه کرد. در حقیقت در کنار میلان بوکا با 18 جام، رکورد دار کسب عناوین بین المللی است.  با توجه به آمارهای رسمی، بوکا سومین تیم باشگاهی پرافتخار در تمام دنیاست.

از آنجا که آنها در قاره  و رقابت های دیگری بازی می کنند، در مواقعی مقایسه آنها با بهترین تیم های اروپایی دشوار است اما آنها با شکست دادن تیم هایی مانند رئال مادرید و میلان در رقابت های بین قاره ای، قدرت و برتری شان را به اثبات رسانده اند. هرگاه بوکا برای شرکت در رقابت های دوستانه به اروپا سفر کرده است، بسیار قدرتمند نشان داده و این مسئله موید آن است که آنها با بهترین تیم های این قاره در سطح یکسانی قرار دارند. آخرین ماجراجوئی اروپایی بوکا، شکست 2-1 آنها در مقابل بارسا در جام خوان گامپر بود. در آن بازیها بوکا با جمعی از بازیکنان اصلی و جوانش پای به رقابت ها گذاشت و در نهایت با گل هایی که کارلس پویول و ساموئل اتوئو در وقت های اضافه به ثمر رساندند، بازی را واگذار کرد. دور از انصاف نیست که آنها را رقیب برترین تیم های اروپایی در نظر بگیریم اما پاسخ واقعی تنها زمانی به دست می آید که آنها در مهمترین جام اروپایی یعنی رقابت های لیگ قهرمانان یا حداقل در رقابت های لالیگا، لیگ برتر یا سریA حضور پیدا کنند. متاسفانه این امکان هرگز فراهم نخواهد شد. "لوس خنئیزس"(جنوایی ها- لقب تیم بوکا) فرصت رقابت با بهترین تیم های اروپایی را برای آزمودن توانایی هایشان مغتنم خواهند شمرد.

در تیم بوکا چه بازیکنانی حضور دارند؟

با مرور افتخارات بوکا، باید به این حقیقت نیز اشاره کرد که آنها علی رغم اینکه هرسال بهترین بازیکنانشان را به تیم های اروپایی واگذار می کنند، همچنان برتری شان را در این سالها تداوم بخشیده اند. در سال های اخیر باشگاه بازیکنان قابلی را از دست داده است و در بین بازیکنان فعلی تیم نیز بازیکنان فوق العاده ای مانند خوان رومن ریکلمه، سباستین باتاگلیا، رودریگو پالاسیو، اوگو ایبارا، مارتین پالرمو، خولیو سزار کاسرس، فابین وارگاس و لوسیانو فیگروئا حضور دارند. ضمن اینکه بازیکنانی مانند لوکاس ویاتری، پابلو موچه، کریستین چاوز، نیکلاس گایتان، خوان فورلین و ریکاردو نوئیر چشم انداز درخشانی برای باشگاه ترسیم می کنند.. این بازیکنان در آینده به فوق ستاره های تیم های مطرح اروپایی تبدیل خواهند شد. در زمینه پرورش استعداد های جوان، بوکا یکی از باشگاه های سرآمد دنیاست و آنچه بیشتر غبطه برانگیز است، شیوه گزینش بازیکنان جوان از تیم های پایه و تبدیل آنها به بازیکنانی در کلاس جهانی است. بوکا به هر چه دست بزند، طلا می شود..

 آینده بوکا

تساوی 1-1 در دیدار سوپرکلاسیکو در مقابل ریور پلات در روز شنبه به این معنا بود که بوکا نخواهد توانست از عنوان قهرمانی اش در رقابت های آپرتورا دفاع کند اما چندان جای نگرانی نیست زیرا اولویت آنها در رقابت های این فصل، فتح جام لیبرتادورس است. بوکا در صدر گروه خود قرار دارد و آمادگی بالای آنها نشان می دهد که می توانند به رکورد هفت قهرمانی دست پیدا کنند. آنها برای رسیدن به این مهم، از شرایط مطلوب و تیم منسجمی برخوردارند. آینده برای بوکا درخشان به نظر می رسد.


ریکلمه جدید در تیم ملی آرژانتین

سایت گل: در حالی که بسیار بعید به نظر می رسد که رومن ریکلمه رابار دیگر در ترکیب تیم ملی آرژانتین ببینیم، برادر جوان او، دیه گو ریکلمه به ترکیب تیم ملی زیر18 سال آرژانتین دعوت شده است.

 روز جمعه  والتر  مربی تیم ملی زیر 18 سال آرژانتین اعلام کرد که ریکلمه به زودی تمریناتش را با این تیم آغاز خواهد کرد. ریکلمه جوان مثل برادر بزرگترش در بازیکن میانی نفوذی است و به علاوه در زدن ضربات ایستگاهی نیز تخصص دارد.

او در باشگاه جوانان آرخنتینوس توپ می زند و کاکا بازیکن مورد علاقه اوست. دیه گو ریکلمه آرزو دارد تا بتواند تا حدودی مثل برادرش خوب باشد. دیه گو ریکلمه  در این رابطه گفته:« برای اینکه بتوانم مثل برادرم بازی کنم باید سالیان زیادی را پشت سر بگذارم.»

ولی دیه گو دوست ندارد که مردم او را به خاطر خودش تحسین کنند و نه به خاطر اینکه برادر رومن ریکلمه است:« دوست دارم مربیان مرا به خاطر بازی خودم بخواهند وهمچنین هواداران نیز مرا به خاطر خودم دوست داشته باشند و نه به خاطر اینکه برادر رومن هستم.»

پس از آنکه ریکلمه جوان به ترکیب تیم زیرد 18 سال آرژانتین دعوت شده، امیدهای فراوانی وجود دارد که او مورد توجه دیه گو مارادونا ، سرمربی تیم ملی بزرگسالان آرژانتین، که با برادر بزرگتر و معروف ریکلمه به اختلاف نظرهایی رسیده قرار گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 22:33  توسط عبدالرضا  | 

مسی در راه یوونتوس!

تصمیم سران باشگاه یوونتوس ایتالیا برای خرید لیونل مسی‌ آرژانتینی به حدی جدی است كه قصد دارند جیان لوئیجی بوفون، دروازه بان خود را به منظور تامین هزینه خرید وی بفروشند.
گزارش ها از ایتالیا حاكی از این است كه باشگاه یوونتوس شدیدا علاقمند به خرید مهاجم آرژانتینی باشگاه بارسلوناست و این رویا به زودی به واقعیت تبدیل خواهد شد.
روزنامه توتو اسپورت مدعی شد یووه درصدد فروش دروازه بان شماره یك خود است تا بودجه لازم برای متقاعد كردن مدیران بارسلونا را تهیه كند.
گفته می شود بارسلونا ۷۵ میلیون یورو برای مسی قیمت گذاشته و شرط فسخ قراردادش بالغ بر ۱۵۰ میلیون یورو است.
از آنجا كه باشگاه منچسترسیتی انگلیس علاقمند به جذب بوفون است، این تیم لیگ برتری می تواند به كمك یوونتوس بیاید، مالكان متمول عرب آماده اند كه ۱۰۰ میلیون یورو بابت خرید بوفون بپردازند، بنابراین فروش وی می تواند به خرید مسی كمك كند اگرچه مشكل تقویت دفاع این تیم همچنان پابرجا خواهد ماند.
جیووانی كوبویی گیگلی رییس باشگاه یوونتوس با مشكل متقاعد كردن هواداران روبروست. نظرسنجی روزنامه توتو اسپورت حاكی از این است كه ۵۲ درصد از آنان مخالف قربانی كردن بوفون برای خرید مسی هستند.
باشگاه بارسلونا هنوز هیچ واكنشی به این اخبار نشان نداده است.
 
خبرگزارى موج (www.mojnews.com)
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 23:45  توسط عبدالرضا  | 

مارادونا جام جهانی ۲۰۱۰ را می خواهد

دیه گو مارادونا در هفته های اخیر بر سر دستیار انتخابی اش اسكار روگری با فدراسیون فوتبال آرژانتین مشكل و برخورد داشته و خولیو گرون دونا مقام اول این نهاد انتصاب روگری را به عنوان كمك مربی جدید این تیم منتفی دانسته و شایعات استعفای مارادونا بر سر همین مسئله روزها به گوش می خورد، اما ستاره و كاپیتان سابق آرژانتین و یكی از برترین فوتبالیست های تاریخ حالا كه سرمربی تیم ملی این كشور شده، فتح جام جهانی ۲۰۱۰ را هدف گرفته است و می خواهد همان طور كه به عنوان یك بازیكن، آرژانتین را یك تنه در سال ۱۹۸۶ فاتح جام جهانی مكزیك كرد، در هیأت مربی نیز چنین كند و ۱‎/۵ سال بعد آرژانتینی ها را به سومین عنوان قهرمانی شان در این رقابتها برساند.
شاید در تیم فعلی آرژانتین سوپراستاری به لحاظ فنی در اندازه های ۲۲ سال پیش مارادونا وجود نداشته باشد، اما لیونل مسی جادویی در این تیم هست كه در میان بازیگران متعدد قیاس شده با مارادونا طی ۱۵ سال اخیر، شبیه ترین فرد به اوست و در این فصل هم با پیراهن باشگاه بارسلونا كولاك كرده است. به جز مسی، بازیكنان مستعد دیگری هم در این تیم عضویت دارند و تعدادشان نیز زیاد است و طی مدت مذكور همیشه این باور وجود داشته كه اگر آرژانتین از تمام توانایی و مهارت های بالقوه موجود در این تیم سود جوید، قادر به فتح جام جهانی هست، جامی كه آخرین بار در همان سال ۸۶ نصیب آرژانتینی ها شد و از آن به بعد، پیوسته از آنها گریخته است.
● آینده ای روشن
«مارادونا»ی ۴۸ ساله در اولین دیدار آرژانتین تحت هدایت وی كه مسابقه دوستانه اخیر این كشور با اسكاتلند در شهر گلاسكو بود، از مسی و خوان رومن ریكلمه بازی ساز مدبر و فنی بوكاجونیورز و هافبك پیشین ویارئال استفاده نكرد، اما این امر در درجه اول به خاطر اشتغالات باشگاهی آنان بود و در سال ۲۰۰۹ كه در طلیعه آن به سر می بریم، دیه گو از استفاده وسیع از آنها غافل نخواهد ماند. حتی اگر این دو هم نباشند، آن قدر بازیكن خوب و قوی در اردوی آرژانتین حضور دارند كه مارادونا آینده را بسیار روشن ببیند از آن جمله اند؛ ته وز، كامبیاسو، گاگو، ایگواین، زانه تی، اگه رو، ساویولا، رودریگز، هاینتزه و البته «ماسكرانو»ی لیورپولی كه مارادونا برخلاف پیش بینی های قبلی چنان به او اعتقاد دارد كه بازوبند كاپیتانی تیم ملی را هم به دستش بسته و تصریح كرده كه هركسی ممكن است در تركیب تیم ملی نیمكت نشین شود، اما ماسكرانو همیشه ثابت خواهد بود.
مارادونا از كیفیت و نتیجه بازی اخیر آرژانتین با اسكاتلند و همچنین جریان تمرینات قبل از آن مسابقه چنان راضی است كه از تعریف دائمی از شاگردانش غافل نمی ماند و مشخص است كه از دیدن این همه بازیكن بسیار خوب در اردوی ملی به وجد آمده است. اگر او در سال ۲۰۱۰ آرژانتین را فاتح جام جهانی كند (منوط به صعود از مرحله مقدماتی كه بسیار محتمل به نظر می رسد) پس از فرانس بكن باوئر، قیصر افسانه ای فوتبال آلمان اولین مردی خواهد شد كه ابتدا در هیئت كاپیتان و سپس به عنوان مربی، تیم ملی كشورش را به فتح جام جهانی نائل ساخته است.
مارادونا می گوید:«اولین، مهم ترین و عاجل ترین هدف من فتح جام جهانی است و رسیدن به یك چهارم نهایی و یا نیمه پایانی نیز كفایت نمی كند و اصولاً برای فوتبالی درخشان در سطح آرژانتین فایده ای ندارد كه فقط به چنین مراحلی برسد و باید فینالیست و قهرمان شویم. با نفراتی كه ما داریم و استعداد كلانی كه در اردوی آرژانتین هست، هر چیزی جز این یك ناكامی خواهد بود. این هدف ما و چیزی است كه باید برای آن بمیریم. كاركردن با این بازیكنان طی دو ماه اخیر برای من یك افتخار بوده است. خوشحالم كه سرانجام زمان مربیگری من در تیم ملی آرژانتین رسید و اینك در حال لذت بردن از آن هستم. طرح های تاكتیكی متعددی را درخصوص چگونگی رویارویی با هریك از حریفان تیم خود ریخته ام، ولی قبل از آن سعی كرده ام در مغز و روح بازیكنان رسوخ و آنها را برای این عصر تازه مهیا كنم. امیدوارم هم من برای آنها مفید باشم و هم آنان برای من. آنها به یك راهنمای مناسب نیاز دارند و فكر می كنم كه خودم می توانم چنین فردی باشم.»
● شك های موجود
با این وجود چون تجربه مربیگری مارادونا نزدیك به صفر است و او در دو دهه اخیر زندگی پرحاشیه ای داشته و از ۱۹۹۷ به بعد یعنی زمان بازنشستگی اش مشكلات حادتری را در زمینه اعتیادش به مواد مخدر تجربه كرده و سالها در كلینیك های هاوانای كوبا هم به بهانه درمان اعتیادش سكنی گزیده بود، خیلی ها شك دارند كه وی بتواند تیم آرژانتین را جمع كند و مربی ای باشد كه خودش می گوید در هدایت این تیم بسیار پرمهره و به تبع آن پرتوقع، موفق باشد.
انتصاب مارادونا به عنوان مربی تیم ملی آرژانتین در بیرون از مرزها هم با حیرت زیادی مواجه شده و برد ۰-۱ در برابر اسكاتلند هم از شدت این اعجاب نكاسته است. آرژانتینی ها برای حل همین موضوع و مقابله با وضعیت مذكور، مخصوصاً كارلوس بیلاردوی كهنه كار را كه در سال های ۱۹۸۶ و ۹۰ مارادونا و یارانش را در جام های جهانی هدایت كرد و با آنها به قهرمانی و نایب قهرمانی این دو جام رسید، به عنوان مدیرفنی تیم ملی و مشاور ارشد مارادونا منصوب كرده اند تا كمبود تجربه ستاره چپ پای سابق آرژانتین در این سطح چندان به چشم نخورد و ضررهای سنگینی را به تیم ملی وارد نكند.
● شوخی و جدی
با این حال خود مارادونا هم كوشیده است در ابتدای راه حركات و گزینش های حساب شده ای را داشته باشد و با برنامه جلو برود و در مواجهه با مطبوعات نیز موفق و كم اشتباه عمل كرده است.
در حاشیه بازی اخیر با اسكاتلند وقتی تعداد سؤالات مربوط به تری بوچر كمك مربی تیم رقیب و اعتراض ها و اظهارات وی درباره خطای ۲۲ سال پیش مارادونا در بازی تیم های ملی آرژانتین و انگلیس در مرحله یك چهارم نهایی جام جهانی مكزیك (و گلی كه او با ضربه دست به انگلیسی ها زد) فزونی گرفت، مارادونا ابتدا با لحنی توأم با مسخره كردن رقیب گفت: «بوچر بوچر دیگر كیست » و لحظاتی بعد با تعدیل موضع گیری قبلی اش گفت: «نمی دانم چرا بوچر هنوز درباره واقعه سال ۱۹۸۶ موضع گیری می كند. ما هركدام زندگی مجزا و متفاوت خود را داریم و قرار نیست من بابت حرف های امروز او ناراحت شوم و یا شب خوابم نبرد. اگر او مرا تحویل نگیرد، قطعاً به مرگ من منجر نخواهد شد.»
اگر گل اول مارادونا در برابر انگلیس قطعاً خطای هند و یك گل غیرقانونی بود. او روی گل دوم، از این سوی خط میانی تا آستانه دروازه رقیب ۵ مدافع انگلیسی را پشت سرگذاشت و همگان را درو كرد و بوچر را كه دوبار بر سر راهش سبز شد، دو بار دریبل كرد و بعید نیست انتقاد شدید اخیر بوچر از وی در سفر مارادونا و شاگردانش به بریتانیا، بیشتر تأثیر پذیرفته از همان نكته باشد.
● یك قیاس
مارادونا «تاریخ» را هم خوب می شناسد و در سفر اخیرش به گلاسكو وقتی سؤالات درباره گل خطای ۲۲ سال پیش او فزونی گرفت، او با رجوع به بازی فینال جام جهانی ۱۹۶۶ لندن كه در آن یك گل بسیار حساس و سرنوشت ساز انگلیس توسط جف هرست در برابر آلمان غربی در شرایطی مشكوك (برخورد به تیر افقی و سپس فرود مبهم روی خط دروازه) به ثبت رسید و فقط حكم كمك داور روسی باعث پذیرش آن گل شد، گفت: «مگر در فوتبال وقایعی از این دست فقط برای من روی داده است شما هنوز نمی توانید ثابت كنید كه گل هرست در سال ۱۹۶۶ واقعاً گل بوده است، حال آن كه آن گل بیشترین سهم و نقش را در برد نهایی ۲-۴ انگلیس و قهرمانی این كشور داشت.بهتر است كشوری كه چنان پیشینه ای را در فوتبال ملی اش دارد، درباره من و دستاوردم این چنین قضاوت نكند.»
با این حال مارادونا با همان پیشینه بسیار كمش در پست مربیگری تیم ملی آرژانتین و در همین زمان اندك دریافته است كه قضاوت درباره او و تیمش چه او بخواهد و چه خیر، آسان ترین و رایج ترین كاری است كه صورت می گیرد و مردی كه در دوران بازیگری اش در تیم های بارسلونا و ناپولی درخشید و پیراهن بوكاجونیورز و سه ویا را هم به تن كرد و از ابتدای دهه ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۴ چشم و چراغ تیم ملی آرژانتین بود، باید باز مثل دوران بازیگری اش به زندگی زیرذره بین دیگران خو بگیرد.

وصال روحانی‎
منبع: Daily Mail

تحلیل : روزنامه ايران (www.iran-newspaper.com)

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 0:11  توسط عبدالرضا  | 

اگر من مارادونا بودم...

مسلماً آرژانتین نباید به دیه گو مارادونا اجازه می داد سرمربی تیم ملی فوتبال این کشور شود. او در این پست مدتی طولانی دوام نخواهد آورد. او به اندازه کافی برای بیدار شدن از خواب و پایین آمدن از تخت مشکل دارد، چه برسد به اینکه بخواهد روز ۱۹ نوامبر یعنی شش روز دیگر روی نیمکت بنشیند و تیمش را در بازی اسکاتلند- آرژانتین هدایت کند. سیگاری چاق و معتاد سابق به کوکائین که مشکل قلبش مثل آدم های سالخورده شده است، تا جام جهانی آینده در این پست دوام نخواهد آورد. اما همه، آن نکته اصلی را فراموش می کنند. تیم ملی نماینده یک ملت است و هیچ کس در فوتبال به اندازه مارادونا نماد کشور و هوادارانش نیست. این بخشی از هوش اوست. در زیر صحنه هایی از زندگی او را مرور می کنیم؛ صحنه هایی که از دو فیلم آخری که درباره او ساخته شده استخراج شده اند، همین صحنه ها ثابت می کنند آرژانتین باید او را به خدمت بگیرد.
مکزیکوسیتی، ۱۹۸۶؛ بعد از اینکه دو گل افسانه یی او، انگلیس را از جام جهانی حذف کرد، مارادونا و هم تیمی هایش در رختکن نشسته بودند و با یکدیگر شوخی می کردند. خورخه والدانو او را اذیت می کند و می گوید؛ «در حالی که مارادونا شش بازیکن انگلیسی را دریبل می زد، کنارش حرکت می کردم و تقاضا می کردم توپ را به من پاس دهد. اما چرا مارادونا پاس نداد؟» مارادونا در جواب می گوید؛ «آره تو رو می دیدم و می خواستم بهت پاس بدم، اما انگلیسی ها پشت سر هم جلو می آمدند و یکدفعه همه شان رو جا گذاشتم و گل زدم.»
والدانو با تعجب می پرسد؛ «یعنی وقتی داشتی این گل رو می زدی، من رو هم می دیدی؟ رفیق، داری اذیتم می کنی. امکان نداره،» و همین جاست که صدای هکتور انریکه به گوش می رسد؛ «از گل تعریف کنید. اما بعد از آن پاسی که به او دادم، اگر توپ رو گل نمی کرد، خودم می کشتمش،» همه می خندند. مارادونا در ادامه به این نکته اشاره می کند که هکتور انریکه از نیمه خودشان توپ را به مارادونا پاس داده است. این شاخصه مارادونایی است. گرچه او فراتر از هم تیمی هایش قرار داشت اما همواره خودش را جزیی از تیم می دید. وقتی از والدانو پرسیدم آیا مارادونا را دوست دارد یا نه، در جواب گفت؛ «من عاشق مارادونا هستم. من اهل کشور مارادونا هستم.»
بوئنوس آیرس، ۲۰۰۴؛ مارادونا در آی سی یو خوابیده و قلبش دیگر جواب نمی دهد. ملت آرژانتین بیرون بیمارستان جمع شده اند. همه انتظارش را دارند که او جوانمرگ شود. قهرمانان آرژانتین این گونه می روند؛ اوا پرون، چه گوارا، کارلوس گاردل و رودریگوی خواننده، طبق سنت کاتولیک ها قهرمانان می میرند تا گناهان کشور پاک شود.
مارادونا هم مثل اویتا یک جورهایی قدیس آرژانتینی هاست. در فیلم «راه سن دیه گو» ساخته کارلوس سورین در سال ۲۰۰۶ یک چوب بر بیسواد، تصمیم می گیرد درختی بریده شده را در جنگل، سمبل مارادونایی خوشحال بنامد. او آن درخت را می تراشد تا مجسمه یی از مارادونا درست کند و آن را در سطح آرژانتین بچرخاند. بعضی از مردمی که او را می بینند، مسخره اش می کنند و به او می خندند. خنده آنها اشاره به این دارد که مجسمه هیچ شباهتی به مارادونا ندارد.
اما خیلی ها هم جذب فضای معنوی آن می شوند. «سانتا مارادونا»؛ این را راننده یک کامیون می گوید. در فیلم مستند و جدید امیر کوستوریتسا «مارادونا ساخته کوستوریتسا» مردی که دنبال او هر جایی که می رود، می روند، طوری با او رفتار می کنند که انگار او سمبلی کاتولیک است و همه به دنبال او راهپیمایی می کنند. این راهپیمایی مردم به دنبال چهره شان خسته کننده است، اما مارادونا قواعد بازی را می داند. در مصاحبه با کوستوریتسا، مارادونا پیراهنی گشاد به تن دارد که صلیبی نقره یی روی آن حک شده. او در این مصاحبه توضیح می دهد که چطور خدا او را از آی سی یو نجات داده است.
قطر، ۲۰۰۵؛ مارادونا و پله در افتتاحیه مراسمی حضور پیدا کرده اند. بعدها جیمز مونتگ در کتاب جدیدش تحت عنوان «وقتی جمعه می رسد»، می نویسد مردم قطر به سمت صحنه هجوم می آورند. همه پله را نادیده می گیرند. مونتگ می نویسد؛ «تنها چیزی که می دیدم ازدحام جمعیت بود. آن وسط موهای مدل آفریقایی و شانه نکرده دیه گو را می شد دید که در خیل عظیمی از هواداران عاشق گم شده بود.» آگوستین پیچوت کاپیتان سابق تیم ملی راگبی آرژانتین توضیح می دهد که مردم عاشق مارادونا هستند چون او «خاص» است. همه حس می کنیم او را می شناسیم.
او هم مثل ما اشتباه می کند. بخشی از این اشتباهات به این خاطر است که مارادونا «شبیه» آدم های عادی است. هیچ وقت هیچ ورزشکار فوق العاده یی نمی تواند کمتر از خودش جلوه کند. در فیلم سورین که در محله های فقیرنشین آرژانتین تولید شده است، مردم آرژانتین را با صورت های چروک خورده و سوار بر اتوبوس های درب و داغان می بینیم. یک زن ولگرد، یک فروشنده نابینای بلیت های لاتاری و خیلی های دیگر که خودشان را در قامت یک کوتوله یی می بینند که پیش از این در محله های کثیف زندگی می کرد؛ مارادونا، ارتباط آنها با حوزه شکوه است.
آلمان، جام جهانی ۲۰۰۶؛ مارادونا در جام جهانی در شکل یک هوادار ظاهر شد. او با پیراهن تیم ملی آرژانتین در جایگاه های ویژه می نشست و مثل دیگر هواداران آرژانتین با ریتم از این طرف به آن طرف می پرید. پله یا فرانتس بکن باوئر نمی توانند این کار را انجام دهند. اما مارادونا کالبد آرژانتین بود.
سینماها، ۲۰۰۸؛ فیلم کوستوریتسا نشان دهنده فیدل کاسترو، هوگو چاوس و امیر کوستوریتسا بود. اما این فیلم واقعیاتی از مارادونا و آرژانتین را به تصویر می کشد؛ بازیکن فوتبالی که ناراحتی های کشورش را جبران کرد. این فیلم تصویری کارتونی از گل مارادونا مقابل انگلیس را به تصویر می کشد که در آن با توپ مارگارت تاچر را دریبل می کند (تاچر خودش سرش را به خاطر این اتفاق می برد،) از سر ملکه الیزابت که مثل توپ، چاق جلوه داده شده، تونی بلر که روی سرش شاخ گذاشته اند و قوزک پای مارادونا را گاز می گیرد، رد می شود. بلر بعد از گاز گرفتن پای مارادونا روی زمین می افتد. حتی جرج بوش پسر هم با هفت تیرکشی نمی تواند جلوی او را بگیرد.
کوستوریتسا این گل را «یکی از معدود صحنه هایی می داند که کشوری با بدهی فراوان مقابل یکی از قدرت های دنیا پیروز می شود». این مسلماً برای انگلیس بیش از اندازه افتخار است. اما برای مارادونا و بسیاری از آرژانتینی ها حس همین گل را دارد. اگر می خواهید بفهمید چرا امریکای جنوبی چپ گرا است، به مارادونا نگاه کنید. او خشم و بیزاری چاوسی را به تصویر می کشد.در آخرین صحنه فیلم کوستوریتسا، دو موزیسین آرژانتینی کنار خیابان یک آهنگ فولکلور می خوانند؛«اگر من مارادونا بودم...» یک دفعه مارادونا جلوی آنها می ایستد و اشک می ریزد. او می داند هوادارانش چه احساسی دارند. او خودش است. تیم ملی آرژانتین همیشه متعلق به او است.

سایمون کوپرہ
ترجمه؛ محمدوالا یزدانی
ہستون نویس «فایننشال تایمز»

یادداشت : روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 19:18  توسط عبدالرضا  | 

برچسب تقلب به مارادونا نمی‌چسبد!

برچسب تقلب به مارادونا نمی‌چسبد! از دانته نقل قول است كه گرم‌ترین جای جهنم متعلق به كسانی است كه در هنگام بحران‌های بزرگ اخلاقی بی‌تفاوت می‌مانند.
از هفته گذشته كه دیگو مارادونا به‌عنوان مربی تیم‌ملی آرژانتین انتخاب شد، عده زیادی از انگلیسی‌ها به‌عنوان فردی متقلب به او حمله می‌كنند، این به نظر من ناعادلانه است چرا كه تقلب علیه هیچ‌كس به اندازه مارادونا به كار نرفته است. زمانی‌كه دوران حرفه‌ای او از اواسط دهه ۷۰ آغاز شد، میزان دویدن به‌طور متوسط در هر بازی ۵ هزار متر بود. ۲۰ سال بعد این میزان دو برابر شد.
پیشرفت فیزیكی فوتبال روی بازی مارادونا تاثیر داشت و مارادونا تقریبا اكثر دوران حرفه‌‌ای‌اش تا قبل از اواسط دهه ۹۰ را درگیر مصدومیت بود. مارادونا در دوره‌ای بازی می‌كرد كه داوران حمایتی را كه این روزها نثار بازیكنان می‌كنند، از او (و سایر هم‌نسلانش) دریغ می‌كردند. بعضی از تكل‌هایی كه روی پای مارادونا زده ‌شد، اگر امروز زده شود نه تنها با كارت قرمز داور روبه‌رو می‌گردد، بلكه با جرایمی نیز همراه خواهد بود. در واقع هر وقت او وارد زمین می‌شد، حریفان از هر راهی برای متوقف كردن او استفاده می‌كردند.
بازی یك‌چهارم نهایی جام‌جهانی ۱۹۸۶ انگلیس و آرژانتین نیز از این قضیه مستثنا نیست. فیلم آن تورنمنت نشان می‌دهد كه آرنج تری فنویكز به صورت مارادونا فشار وارد می‌كند.
شاید از دانستن نام متقلبان نامدارتر از مارادونا غافلگیر شوید. داوران قدیمی برزیل به‌خوبی حقه پله را برای گرفتن ضربات آزاد به یاد دارند. او بازویش را به مدافع حریف می‌چسباند و با گرفتن او خودش را به زمین می‌زد، كه نتیجه این امر زمین خوردن دو بازیكن به همراه هم و متقاعد شدن داور برای گرفتن خطا بود.
البته این موضوع تا حد زیادی هم تحت تاثیر و فرهنگ‌های مختلف است. بابی‌ چارلتون داستانی را تعریف می‌كند كه چگونه در یكی از نشست‌های فیفا بازیكنان قدیمی نظرشان را راجع به شیرجه رفتن برای فریب داور ابراز كردند. یك نفر كه چارلتون از او به عنوان «یكی از بازیكنان بین‌المللی قدیمی آمریكای جنوبی» نام برد، گفته بود: «شما به‌عنوان یك حرفه‌ای فكر نمی‌كنید كه ما باید برای كسی كه در گرفتن امتیاز برای تیمش كوتاهی می‌كند، دست بزنیم؟» من معتقدم در آمریكای جنوبی این قضیه نوسان بیشتری دارد. در برزیل حتی گفته می‌شود، شكست دادن یك رقیب قدرتمند از راهی غیرقانونی طعم بهتری به پیروزی می‌دهد!
اما ما انگلیسی‌ها بهتر است قبل از اصلاح سایرین كمی هم به گذشته خودمان نگاه كنیم. مارتین پیترز در زندگینامه‌اش در مورد یك بازی خانگی مقابل لهستان در ۱۹۷۳ می‌نویسد؛ دیداری كه انگلیس باید برای راهیابی به جام‌جهانی سال بعد در آن برنده می‌شد.
گرچه من هرگز پیترز را ملاقات نكردم، اما او بازیكنی بسیار خوب بود و همواره نیز از او به‌عنوان مردی قابل توجه یاد می‌شود. اما ۳۵ سال پیش انگلیس با یك گل عقب افتاده بود و زمان نیز به سرعت می‌گذشت تا اینكه دفاع چپ لهستان داخل محوطه جریمه روی پای او تكل می‌زند: «او برخورد بسیار كوچكی با من داشت، اما من می‌خواستم پرواز كنم. شیرجه زدم. پنالتی نبود، اما داور در زاویه‌ای قرار نداشت كه تشخیص درستی داشته باشد.»
این گل برای راه یافتن انگلیس به جام‌جهانی كافی نبود، اما برای اینكه ادعاهای انگلیسی‌ها برای دفاع پرشور از «بازی جوانمردانه» را مهار كند كافی است.
به قضیه برچسب تقلب زدن، به مارادونا باز گردیم. هر چند كه نامیدن آن گل به اسم دست خدا توسط مارادونا نیز چندان كار جالبی به‌نظر نمی‌رسد، اما او انسانی است با استعدادی فوق‌العاده و البته داشتن نقص‌هایی. هر چند كه شاید این نقص‌ها مانند پله، كمكی برای او در راه بزرگی باشد.
مارادونا اكنون به میدان آمده است تا نیمه دوم زندگی‌اش را نیز در فوتبال بگذراند، گرچه او به دلایلی كاندیدای مورد علاقه من نبود اما به‌نظرم مخالفان باید به دو دلیل از نشستن او روی نیمكت تیم‌ملی آرژانتین استقبال كنند. اول به این دلیل كه می‌تواند با قرار گرفتن در این شغل از مشكلات زیادی كه او را در بر گرفته رها شود و دوم اینكه او خودش را برای قرار گرفتن در كورس رقابت آماده كرده است. خیلی از مردم فكر می‌كنند یك اسطوره نباید هیچ‌گاه آبرو و اعتبارش را به خطر بیندازد، اما من مخالفم این قضیه فقط شامل اشیای موزه می‌شود. شاید هم بهترین جای بهشت متعلق به كسانی است كه شجاعت كافی برای قرار گرفتن در یك چالش جدید را دارند.

منبع: BBC

گزارش : روزنامه کارگزاران

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 21:55  توسط عبدالرضا  | 

بازیكنان منتخب مارادونا برای بازی مقابل اسكاتلند معرفی شدند

سرمربی جدید تیم ملی فوتبال آرژانتین نفرات مورد نظر خود برای بازی دوستانه با تیم ملی اسكاتلند را اعلام كرد.
به نقل از سایت اخبار فوتبال جهان، دیگو مارادونا از بازیكنانی كه مدنظر او قرار گرفتند، خواست سر وقت خود را برای همراهی در سفر به اسكاتلند جهت بازی ۱۹ نوامبر (چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۷) در گلاسكو، معرفی كنند.
در فهرست بازیكنان دعوت شده، ‌اثری از بازیكنی چون لیونل مسی به خاطر مشكلات اخیرش دیده نمی شود.
نفرات مورد توجه مارادونا به این شرح است:
دروازه‌بان:
خوان پابلو كاریزو (لاتزیو ایتالیا)، سرجیو رومرو (آلكمار هلند)
خط دفاع:
نیكولا بوردیسو (اینتر میلان ایتالیا)، فابریسو كولوچینی (نیوكاسل یونایتد انگلیس)، مارتین دمیكلیس (بایرن مونیخ آلمان)، دانیل دیاز (ختافه اسپانیا)، گابریل هاینسه (رئال مادرید) و خاویر زانتی (اینترمیلان ایتالیا)
خط میانی:
آنخل دی ماریا (بنفیكا پرتغال)، فرناندو گاگو (رئال مادرید اسپانیا)، لوئیس گونزالس (پورتو)، خوناس گوتیرس (نیوكاسل انگلیس)، خاویر ماسكرانو (لیورپول انگلیس)، ماكسمیلیانو رودریگوئز (اتلتیكو مادرید اسپانیا) و خوزه سوسا (بایرن مونیخ‌ آلمان)
خط حمله:
سرجیو آخرو (اتلتیكو مادرید اسپانیا)، ژرمن دنیس (ناپل ایتالیا)، لیساندرو لوپز (پورتو )، ازكوئیل لاواسی (ناپل) و كارلوس ته‌‌وز (منچستریونایتد انگلیس)
 
خبرگزارى فارس
 

مارادونا: رنگ آسمان را عوض خواهیم كرد
 
سرمربی جدید تیم ملی فوتبال آرژانتین گفت: من و شاگردان متعصبم، رنگ آسمان را عوض می كنیم.
به نقل از لارازون آرژانتین، دیه گو آرماندو مارادونا عنوان كرد: مدتی است آسمان به خاطر ما آبی نیست. باید دوباره یادش بیاید كه فوتبال آرژانتین چه روزهایی را داشته و آفتاب دوخته شده بر آن، برای چیست.
وی افزود: با آرژانتین قهرمان جام جهانی می شویم و ثابت می كنیم صاحب فوتبال هستیم.
مارادونا رسما سرمربی تیم ملی آرژانتین شد و پس از دو هفته شایعه پراكنی، با دریافت حكم فدراسیون، راهی كمپ تمرین هم شد.
 
خبرگزارى فارس
 

مارادونا:از شکست نمی ترسم
 
دیه گو مارادونا که سه شنبه رسما هدایت تیم ملی فوتبال آرژانتین را بر عهده گرفت ، احتمال شکست در این پست را بی اهمیت دانست.
به گزارش ایرنا ، مارادونا یکی از بزرگترین و در عین حال مشکل دارترین بازیکنان تاریخ فوتبال بعد از مراسم معارفه خود به خبرنگاران گفت:‌ از شکست نمی ترسم. تیم ملی آرژانتین دچار بحران شده بود و اگر مربیگری این تیم را قبول نمی کردم، ترسو بودم.
کاپیتان تیم ملی آرژانتین در جام جهانی ۱۹۸۶ که با گل معروف «دست خدا» ، تیمش را به قهرمانی در آن مسابقات رساند، در دوران درخشان اما پر از رنج و عذاب حرفه ای خود، سه بار به دلیل دوپینگ محروم شده است.بدتر این بود که به زندگی قبلی خود ادامه می دادم.
وی برای اولین بار به عنوان جانشین «آلفیو باسیله» ، هدایت تیم ملی آرژانتین را در دیدار دوستانه با اسکاتلند در روز ۱۹ نوامبر (۲۹ آبان) بر عهده خواهد داشت.
این تیم در هشت مسابقه قبلی خود فقط یکبار موفق به پیروزی شده است و باسیله ماه گذشته بعد از شکست مقابل شیلی در مقدماتی جام جهانی از سمت خود کناره گیری کرد.
مارادونا ۴۸ ساله و بازیکن سابق تیم های بوکاجونیورز، بارسلونا، ناپولی، سویا و اولد بویز تاکید کرد: این افتخار بزرگی برای من است. در بهترین زمان زندگی ام، سرمربی تیم ملی شدم. همان احساسی را دارم که هنگام بازیگری داشتم. این آرزویی است که به حقیقت پیوسته اما این آرزو با تلاش ادامه پیدا می کند. من صداقت و وظیفه شناسی کامل از بازیکنان می خواهم. آنها باید از فولاد ساخته شوند.
وی افزود:‌ آنها باید توپ را حفظ کنند و از بازی در زمین لذت ببرند. می خواهم «خاویر ماسکرانو» هافبک لیورپول را کاپیتان کنم. او از آن دسته بازیکنانی است که از نظر من شرایط کاپیتانی را دارد. روشی که او از فکرش استفاده می کند ، حس ایثاری که برای تیم دارد و حرفه ای بودنش او را برای کاپیتانی آرژانتین مناسب ساخته است.
وی با بی اهمیت خواندن نتایج یک نظرسنجی که بر اساس آن ۷۰ درصد از مردم آرژانتین، انتخاب او به عنوان سرمربی تیم ملی را قبول ندارند، گفت: آنها باید طرفدار من بشوند در غیر اینصورت دیگر آرژانتینی نیستند. فکر می کنم فوتبال دوستان مرا می خواهند و از این بابت خوشحالم. امیدوارم آنها به من زمان و فرصت بدهند.
وی در خاتمه اسامی ۲۰ نفر از لژیونرهای فوتبال آرژانتین که اعضای تیم او را می سازند، اعلام کرد.
 
روزنامه جام‌جم
 

پیرو: گلزنی مقابل مارادونا باعث افتخارم بود
 
مهاجم تیم یوونتوس ایتالیا گفت: برای خودم افتخار بزرگی بود كه در حضور مارادونا توانستم گلزنی كنم.
به نقل از رویترز، آلساندرو دل پیرو اظهار داشت: در شرایط ایده آلی موفق به پیروزی در زمین حریف بزرگ خود شدیم؛ به خصوص اینكه هواداران رئال، فرهنگ بالایی از خود نشان دادند. تحت تاثیر این فضا، من و دوستانم انگیزه بیشتری پیدا كردیم.
این بازیكن عنوان كرد: وقتی شنیدیم مارادونا نیز به عنوان تماشاگر در ورزشگاه حضور دارد، بیش از پیش ترغیب شدیم. برای خودم كه افتخار بزرگی بود كه در حضور وی توانستم گلزنی كنم.
وی افزود: به این خاطر آرزو می كنم در بازی های بعدی نیز وی در ورزشگاه حاضر شود تا انگیزه مان افزایش یابد.
در این دیدار كه چهارشنبه شب در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو در مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان اروپا انجام شد، یوونتوس با دو گل دل پیرو، توانست میزبان پرستاره را شكست دهد.
 
خبرگزارى فارس
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 13:58  توسط عبدالرضا  | 

فصل جدید زندگی مارادونا

فوتبال در امریکای جنوبی هنوز بر پایه احساسات مردمی و عرق ملی دنبال می شود، هنوز اسطوره ها و ستاره های کشورهای جنوبی می توانند تاثیرگذارترین افراد در این ورزش باشند؛ ورزشی که با خون و پوست مردمش عجین شده و از کوچه پس کوچه های خاکی بوئنوس آیرس و ریودوژانیرو تا عالی ترین مقامات سیاسی و پارلمان، با هیجان و شوری باورنکردنی اتفاقات آن را پیگیری می کنند.
اما کتاب پرماجرای تاریخ فوتبال این بار سرفصل جدید دیگری را به خود اضافه کرده و آن حضور اسطوره دهه ۸۰ فوتبال آرژانتین و قهرمان جام جهانی ۸۶، زننده گل معروف و جنجالی «دست خدا» دیه گو مارادونا در تیم ملی این کشور است؛ مارادونایی که بیش از یک دهه گذشته را درگیر مسائل حاشیه یی، اعتیاد، الکل، مافیا، بیمارستان و... بود.
سه شنبه شب جانشین «آلفیو باسیله» سرمربی مستعفی آرژانتین معرفی شد و در این میان رقبایی چون کارلوس بیانکی، سرخیو باتیستا و میگل آنخل روسو را کنار زد. این در حالی است که تا به امروز او حتی سابقه یک روز مربیگری هیچ تیم مهمی را در کارنامه اش نداشته و از بعد فنی می تواند ابهاماتی را به وجود بیاورد، اما ظاهراً هواداران دوآتشه فوتبال آرژانتین و مخصوصاً دیه گو مارادونا همین برایشان بس است که ستاره دوست داشتنی شان را روی نیمکت مربیگری تیم ملی می بینند و حالا در خیابان های بوئنوس آیرس جشن و شادی به پا است. خولیو گروندونا رئیس فدراسیون فوتبال آرژانتین پیش از این گفته بود با رای اکثریت و طبق خواسته مردم آرژانتین سرمربی جدید تیم ملی را انتخاب خواهد کرد که ظاهراً انتخاب مارادونا مردمی ترین گزینه موجود برای گروندونا در جهت تامین منافع فدراسیون فوتبال این کشور و آرام کردن منتقدان بوده است.
ستاره ۴۷ساله آرژانتینی که سال ها از خداحافظی اش از چمن سبز و توپ می گذرد و این سال ها را همیشه درگیر مسائل حاشیه یی و مخصوصاً فراز و نشیب های اعتیادش به کوکائین بوده در اولین گفت وگویش با خبرنگاران آرژانتینی می گوید؛«پیشنهادی که خولیو گروندونا داد واقعاً برایم جذاب بود. خیلی خوشحالم که او می خواهد من هدایت تیم ملی کشورم را به عهده بگیرم.
برای پذیرفتن این پیشنهاد هیچ درنگی نکردم و خیلی زود کارم را شروع خواهم کرد، اما باید بگویم واقعاً احساس غرور می کنم.»باسیله سرمربی قبلی آرژانتینی ها روز ۱۶ اکتبر به دلایل شخصی از پست خود استعفا داد و از همان روزها پدرو گرولیو سرمربی تیم چرو پورتنوی پاراگوئه مدعی بود که گروندونا قصد دارد مارادونا را روی نیمکت تیم ملی آرژانتین بنشاند که درنهایت صحت ادعای وی با تایید رئیس فدراسیون فوتبال این کشور معلوم شد.
«بلافاصله پس از انجام مراسم معارفه و اعلام رسمی، برنامه ام را به رئیس فدراسیون و بازیکنان خواهم داد و کارم را شروع می کنم. برای رسیدن به موفقیت راه دشواری در پیش داریم. می خواهم عدالت را میان بازیکنان داخلی و آنهایی که در اروپا بازی می کنند، رعایت کنم و این ذهنیت باید به همه القا شود.» تیم ویکری نویسنده بی بی سی در امریکای جنوبی روز گذشته در بخشی از مقاله خود در این باره نوشت؛«همه چیز برای مارادونا مهیا است. او در باورها و سنت های مردم آرژانتین یک اسطوره و یک افسانه است و همین باعث می شود یک ملت پشتیبانش باشند.» مارادونا اولین بار در ۱۶سالگی برای نوجوانان آرژانتین در مسابقات رسمی به میدان رفت.
او سال های حضورش در بوکا جونیورز- باشگاهی که از کودکی عاشق آن بود - را یکی از بهترین خاطرات سال های فوتبالش می داند. پس از عزیمت از آرژانتین بارسلونا، ناپولی و سویا باشگاه های اروپایی بودند که مارادونا پیراهن شان را پوشید و با آنها درخشید.
توانایی ها و مهارت های منحصر به فرد و خاص دیه گو در حرکات پا به توپ خیلی زود او را به یک سوپراستار مبدل کرد و تبدیل به یک تب دوست داشتنی در ناپولی ایتالیا شد.
اما آنچه بیش از هر اتفاق و جریان دیگری وی را سر زبان ها انداخت و باعث شهرت و محبوبیتش میان هوادارانش شد، قهرمانی جام جهانی ۱۹۸۶ و گل معروف «دست خدا» در بازی با انگلیس بود که پس از آن همیشه انگلیسی ها با انزجار و چهره هایی گره خورده از او و زیرکی و داورفریبی اش حرف می زنند. اما واقعیت این است که زندگی دیه گو مارادونا آرژانتینی منهای فوتبال هیچ چیزی ندارد و بیشتر شبیه زندگی یک انسان رو به انحطاط و شکست خورده است. اعتیاد مداومش به کوکائین، الکل و بستری شدن های پیاپی در بیمارستان ها و مراکز بازپروری چیزی نیست که برازنده یک اسطوره ورزش باشد؛ اسطوره یی که الگوی میلیون ها جوان عاشق فوتبال در سراسر دنیا است. ظاهراً مرور زمان غباری از فراموشی روی همه این تلخی ها و گذشته تاریک کشیده است.
حالا مارادونا سرمربی تیم ملی آرژانتین است. مردی که تعیین می کند چه کسی شایستگی پوشیدن پیراهن سفید و آبی تیم ملی را دارد و کارلوس بیلاردو کسی که روزی سرمربی او در جام ۱۹۸۶ بود حالا قرار است به عنوان دستیار کنارش روی نیمکت آرژانتین بنشیند و تجربیاتش را با شاگرد اسبقش سهیم شود.

شیوا آباء

تحلیل : روزنامه اعتماد


مسی از تركیب آرژانتین خط می خورد

نام مهاجم جوان آرژانتین در پی روی كار آمدن مارادونا در آستانه حذف از فهرست تیم ملی قرار گرفت.
به نقل از خبرگزاری افه اسپانیا، دیه گو آرماندو مارادونا در سخنان جنجالی روز گذشته خود ضمن اشاره به این مطلب كه هیچ بازیكنی نباید از حضورش در تیم ملی اطمینان داشته باشد، گفت: لیونل مسی یكی از بازیكنانی است كه برای دعوتش به تیم ملی چندان راغب نیستم و باید بیشتر درباره اش بیندیشم.
نزدیكان مارادونا از لجاجت وی درباره دعوت مسی به تیم ملی خبر می دهند و اطمینان دارند كه مسی از فهرست تیم ملی خط می خورد.
 
خبرگزارى فارس
+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 20:14  توسط عبدالرضا  | 

تک ستاره ی فوتبال جهان بر روی نیمکت مربیگری آرژانتین

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

«خدا به من کمک می کند خوب بازی کنم به همین دلیل است که هر وقت از زمین بیرون می آیم سپاس او را به جای می آورم، احساس می کنم اگر این کار را نکنم به او خیانت کرده ام»

«مردم به من رای دادند اما آنها می خواهند جایزه ام را با پله تقسیم کنم، من جایزه ام را با هیچ کس نصف نمی کنم. آنها به خاطر ۱۲ سالی که در اروپا بازی کردم مرا با او مقایسه می کنند. پله هرگز چنین تجربه ای نداشت لطفا دیگر مرا با او قیاس نکنید.»

« فکر می کنم یک کشور را برده ایم نه فقط یک تیم فوتبال را»

«انگلیس همیشه از ما می ترسد، می بینم که نمی توانند روی پای خود بایستند.»

«من آرام هستم، فکر نمی کنم نام فامیل من مانعی برایم باشد البته برای دیگران هست.»

«احساس من مانند جک نیکلسون در فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته است»

«من یک معتاد بودم، هستم و خواهم بود. کسی که معتاد می شود باید هر روز با آن دست و پنجه نرم کند.»

«من تمام عمرم را سخت تلاش کرده ام، کسانی که می گویند من شایسته هیچ چیز نیستم حرف مفت می زنند.»

«زین الدین زیدان شاید امروز بهترین بازیکن جهان باشد اما فوتبال او بیمار است.»

نیازی به معرفی نیست، هر فوتبالدوستی در سراسر جهان به خوبی می داند این حرف ها از کیست، چه کسی جز بهترین و البته جنجالی ترین بازیکن تاریخ فوتبال می تواند این حرف ها را زده باشد. صحبت از جادوگر فوتبال است دیگو آرماندو مارادونای بزرگ که امروز ۴۸ ساله می شود و از آن مهمتر این که قرار است هدایت یکی از محبوب ترین تیم های فوتبال جهان یعنی آرژانتین را که اتفاقا بیشتر این مقبولیت را مدیون خود اوست، به عهده بگیرد. سه شنبه آینده به طور رسمی نام مربی آلبیاچلسته اعلام می شود اما او باز هم پیش دستی کرده و از دیروز خود را به عنوان مربی تیم ملی کشورش معرفی کرده است.
● دوران پرفراز و نشیب باشگاهی
سی ام اکتبر سال ۱۹۶۰ در لانوس و در خانواده ای فقیر متولد شد اما دوران کودکی او که نخستین پسر خانواده پس از سه دختر بود، در ویافیوریتو در حومه بوینوس آیرس گذشت. دو برادر کوچکتر دیگو هوگو و ادواردو نیز بعدها فوتبالیست های حرفه ای شدند.
مارادونای ۱۱ ساله هنگامی که برای تیم استرلا روخا بازی می کرد، مورد توجه یک استعدادیاب قرار گرفت و به تیم نوجوانان آرجنتینوس جونیورز ملحق شد، یک سال بعد و در جریان رقابت های دسته اول آرژانتین بین ۲ نیمه با حرکات زیبای خود تماشاگران حاضر در ورزشگاه را حیرت زده می ساخت.
در اکتبر ۱۹۷۶ هنگامی که ۱۶ سالش هم تمام نشده بود نخستین بازی رسمی خود را برای آرجنتینوس جونیورز انجام داد و تا سال ۱۹۸۱ در این تیم ماند تا این که با یک میلیون پوند به بوکاجونیورز پیوست. او که در نیم فصل به این تیم پیوسته بود تا آخر سال ۱۹۸۲ با این تیم بود و نخستین قهرمانی اش را جشن گرفت.
پس از جام جهانی ۱۹۸۲ راهی بارسلونا شد آن هم با مبلغ ۵ میلیون پوند که آن زمان رکوردی جهانی بود. مارادونا با هدایت مربی هموطن سزار لوییس منوتی و با شکست رئال مادرید به قهرمانی جام حذفی اسپانیا دست یافت هرچند که دوران او در بارسا با سختی هایی همراه بود اول این که با بیماری هپاتیت درگیر بود و دیگر این که با تکل وحشتناک آندونی گویکوچه آ به شدت مصدوم شد هر چند که با قدرت بدنی بالای خود پس از ۱۴ هفته به میدان بازگشت، برخی نیز معتقدند در بارسلونا برای نخستین بار با کوکایین آشنا شد که این آشنایی بعدها برای او فاجعه به بار آورد.
مارادونا اختلافات زیادی با مقامات بارسلونا و به ویژه رییس خسیس باشگاه جوسپ لوییس نونیس داشت و در سال ۱۹۸۴ خواستار جدایی از این تیم شد. بار دیگر رکورد جهانی شکسته شد و این بار او با ۹/۶ میلیون پوند به ناپولی رفت و او که ناپولی را به موفق ترین دوران تاریخ خود سوق داد، جایگاهی فوق العاده در میان هواداران تیم پیدا کرد. ناپولی با او تنها قهرمانی هایش در لیگ ایتالیا(۱۹۸۷ و ۱۹۹۰)، یک قهرمانی جام حذفی(۱۹۸۷)، جام یوفا (۱۹۸۹) و سوپرجام ایتالیا(۱۹۹۰) را به دست آورد ضمن این که ۲ بار نایب قهرمان لیگ و یک بار نایب قهرمان جام حذفی ایتالیا شد. مارادونا بهترین گلزن سری A در فصل ۱۹۸۸-۱۹۸۷ بود اما شایعاتی درباره آشنایی و دوستی او با باند مافیایی «کامورا» نیز مطرح شد.
پس از محرومیت ۱۵ ماهه اش به دلیل مصرف کوکایین در سال ۱۹۹۲ ناپولی را ترک کرد، در فصل ۱۹۹۳-۱۹۹۲ برای سویا بازی کرد، ۱۹۹۳ را در نیوولز اولدبویز گذراند و ۲ سال آخر بازی اش را در سال های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ در بوکا پشت سرگذاشت و در ۳۰ اکتبر ۱۹۹۷ یعنی جشن تولد ۳۷ سالگی از دنیای فوتبال کناره گیری کرد. در همان سال ها، مربیگری را هم در تیم های ماندیو و راسینگ کلاب تجربه کرد که با موفقیتی همراه نبود.
● ورود به عرصه جهانی
دیگو نخستین تجربه حضور در تیم ملی را در ۱۶ سالگی و در دیدار با مجارستان به دست آورد. ۲ سال بعد آرژانتین با درخشش او به قهرمانی در جام جهانی جوانان رسید و به ویژه در بازی فینال مقابل اتحاد جماهیر شوروی او بازی خیره کننده ای از خود به نمایش گذاشت و پیروزی ۳-یک کشورش را موجب شد. یک سال بعد هم مارادونا در یک دیدار دوستانه برابر اسکاتلند در گلاسکو نخستین گل ملی اش را به ثبت رساند.
جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا نخستین تورنمنت بین المللی بود که مارادونا آن را تجربه می کرد، آرژانتین، مدافع عنوان قهرمانی، در بازی اول مغلوب بلژیک شد و اگرچه در بازی های دیگر مجارستان و السالوادور را شکست داد و به دور بعد راه یافت اما در مرحله یک چهارم نهایی به برزیل و ایتالیا قهرمان جام، باخت و از دور مسابقات حذف شد اما نکته قابل توجه این که مارادونای ۲۱ ساله در هر ۵ بازی حضور داشت و تعویض هم نشد.
نقطه عطف او جام جهانی ۱۹۸۶ در مکزیک بود، کاپیتان دیگو مارادونا تک گل آرژانتین را در تساوی با ایتالیا در مرحله گروهی زد و این تیم پس از شکست بلغارستان و کره جنوبی راهی مرحله یک هشتم نهایی شد و با یک گل از سد اروگوئه گذشت تا در مرحله بعد نوبت به هنرنمایی او برسد. آرژانتین در حالی به مصاف انگلیس رفت که روابط دو کشور به دلیل جنگ فالکلند به شدت تیره بود، سانتر کوتاه خورخه والدانو در دقیقه ۵۱ با پرش مارادونای کوتاه قامت همراه شد و او با دست توپ را وارد دروازه پیتر شیلتون کرد و علی بن ناصر داور تونسی با وجود اعتراض شدید بازیکنان انگلیس گل را پذیرفت، مارادونا عامل به ثمر رسیدن آن گل را «دست خدا» توصیف کرد و تا سال ۲۰۰۵ هرگز اعتراف نکرده بود که این گل را با دست زده است اما گل دوم او استثنایی بود، مارادونا در زمین خود توپ را گرفت و وارد زمین انگلیس شد و با پشت سر گذاشتن ۵ مدافع انگلیس گلن هادل، پیتر رید، کنی سانسام، تری بوچر و تری فنویک و همچنین دروازه بان این تیم گل دوم تیمش را به ثمر رساند و در نظرسنجی فیفا در سال ۲۰۰۲ این گل به عنوان برترین گل قرن بیستم انتخاب شد. او در بازی نیمه نهایی نیز ۲ گل به بلژیک زد که یکی از آنها باز هم نمایشی انفرادی از بهترین بازیکن آن موقع فوتبال جهان بود. در فینال آلمان غربی با مربیگری فرانس بکن باوئر دو بازیکن را مامور مهار او ساخته بود هرچند که با دادن پاس گل سوم تیمش به خورخه بوروچاگا کار خودش را کرد و ۱۱۵ هزار تماشاچی حاضر در استادیوم آزتک را به وجد آورد. مارادونا به عنوان بهترین بازیکن این تورنمنت و تأثیرگذارترین بازیکن تاریخ جام جهانی این جام ارزشمند را بالای سر برد و برای یادبود او مجسمه ای از وی درحال زدن گل قرن در سردر ورودی آزتک نصب شد.
مصدومیت قوزک پا بر عملکرد او در جام جهانی ۱۹۹۰ تأثیر گذاشت و او تفاوت زیادی با بازیکن ۴ سال پیش پیدا کرده بود و آرژانتین در آستانه حذف از جام جهانی قرار گرفت اما به عنوان تیم سوم راهی مرحله حذفی شد، در یک هشتم نهایی با تک گل کلودیو کانیگیا بر برزیل غلبه کرد و در یک چهارم و نیمه نهایی در ضربات پنالتی به ترتیب برابر یوگسلاوی و ایتالیا، میزبان مسابقات به برتری رسید اما یک پنالتی جنجالی از داور مکزیکی در دیدار فینال سبب شد آندریاس برمه تنها گل آلمان غربی را بزند و این تیم با مربیگری بکن باوئر انتقام دوره قبل را گرفت.
آرژانتین در جام جهانی ۱۹۹۴ با محرومیت مارادونا به دلیل دوپینگ تحت تأثیر قرار گرفت و در مرحله یک هشتم نهایی مقابل رومانی شکست خورد و از دور مسابقات کنار رفت و او با ثبت ۲۱ بازی در جام جهانی که ۱۶ تای آن به عنوان کاپیتان بود و یک رکورد را به نامش رقم زد از تیم ملی کشورش کناره گیری کرد.
● از زبان دیگران
پله: «اگر او فکر می کند بهترین بازیکن جهان است مشکل خودش است. من واقعاً شک دارم او صلاحیت انتخاب به عنوان بهترین بازیکن جهان از سوی مخاطبان را داشته باشد.»
سر الف رمزی: «پله تقریباً همه چیز داشت. مارادونا همه چیز دارد او سخت کوش تر، تواناتر و باتکنیک تر است مشکلش این است که قوانین را به نفع خود می خواهد.»
کوین کیگان: «فکر نمی کنم هیچ کس بزرگتر یا کوچکتر از مارادونا وجود داشته باشد!»
کارلوس بیلاردو: «تیم من مارادونا و ۱۰ نفر دیگر است.»
میشل پلاتینی: «آنچه زیدان با توپ انجام می دهد مارادونا می تواند با یک پرتقال انجام دهد.»
سر استنلی ماتیوز: «بهترین بازیکن یک پای فوتبال از زمان پوشکاش.»
سر بابی رابسون : «با مارادونا، آرسنال هم می توانست قهرمان جهان شود.»
یورگن کلینزمن : «مارادونا بازیکنی بود که همیشه تحسین اش کرده ام. او هنرمندی بود که تمام حرکاتش در زمین با خلاقیت و زیبایی همراه بود.»

آیا انتخاب مارادونا منطقی بود؟

دیه‌گو مارادونا امروز تولد ۴۸ سالگی‌اش را جشن خواهد گرفت. تا چندی پیش خیلی‌ها گمان نمی‌كردند او چنین روزی را ببیند. اعتیاد شدید او به همراه اضافه وزن فوق‌العاده‌اش دیه‌گو بزرگ را تا آستانه مرگ پیش برد.
اما در این پنج‌شنبه او به بهترین شكل ممكن تولدش را جشن خواهد گرفت. او در این روز احتمالا در جلسه معارفه‌اش به عنوان مربی تیم‌ملی آرژانتین شركت خواهد كرد. پس از استعفای باسیله و اعلام چند كاندیدا برای جانشینی او شانس مارادونا برای نشستن روی نیمكت آرژانتین از همه كمتر بود اما او اكنون مربی تیم‌ملی كشورش شده. انتخاب مارادونا منطقی‌ترین انتخاب ممكن نبود.
تجربه‌ مربیگری او به چند ماه مربیگری در دپورتیوو ماندیو و ریسینگ‌كلاب محدود می‌شود، حاصل كار او در این مدت سه پیروزی، ۱۲ تساوی و هشت شكست بود. در مقایسه با او سرخیو باتیستا یكی از كاندیداهای مطرح موفق شد در المپیك پكن آرژانتین را قهرمان كند. میگوئل آنخل‌روسو اخیرا سن لورنزو را قهرمان كرد و افتخارات كارلوس بیانكی هم بر كسی پوشیده نیست اما در نظرسنجی‌ها بیانكی گزینه اول مردم بود. اما دیه‌گو مارادونا چیزی دارد كه با آمار و ارقام و معادلات روتین نمی‌توان آن را ارزشگذاری كرد. او مارادوناست. نام او در قلب و روح آرژانتینی‌ها نقش بسته. زمانی‌كه در جام‌جهانی ۱۹۸۶ آن دو گل را وارد دروازه انگلیس كرد به چیزی فراتر از یك بازیكن در نزد آرژانتینی‌ها تبدیل شد. او در میان آرژانتینی‌ها، سن‌دیگو یعنی مقدس است. او در كنار «چه‌گوارا»ی بزرگ روح‌ آرژانتینی‌ها را تسخیر كرده و این همان چیزی است كه تمامی معادلات منطقی را بر هم می‌زند. یك بخش فوتبال مسائل تاكتیكی است و بخش دیگر آن مسائل احساسی.
در مورد مارادونا هم احساس حرف اول را می‌زند. او در زمان بازی‌اش این احساس را به انرژی فیزیكی تبدیل می‌كرد. او به عنوان یك طرفدار آرژانتین هم همینگونه است. در جایگاه تماشاگران او با تمام وجود به تشویق تیمش می‌پردازد. اما آیا واقعا این مارادونا آماده نشستن روی نیمكت آرژانتین است؟
در این پست افراد باتجربه‌ای چون كارلوس بیلاردو او را همراهی خواهند كرد. پدرو تروگلیو دوست و رفیق مارادونا هم دستیار او خواهد شد. در برزیل هم دونگاه جورجینیو چنین وضعی دارند. سوال دیگری كه مطرح می‌شود این است مارادونا تا چه زمان روی نیمكت تیم‌ملی آرژانتین خواهد نشست؟ آرژانتینی‌ها عادت ندارند مربیان خود را اخراج كنند. مارادونا هر نتیجه‌ای هم كه در آرژانتین بگیرد مطمئنا اخراج نخواهد شد. در هر حال باید منتظر نشست و دید كه مارادونا با این مسئله چگونه كنار خواهد آمد.

تیم ویكری

یادداشت : روزنامه کارگزاران


حمایت مسی از مارادونا

لیونل مسی، بازیكن جوان تیم ملی آرژانتین از انتخاب مارادونا به عنوان سرمربی جدید این تیم به طور كامل حمایت كرد. مسی در مصاحبه با روزنامه گازتا دلو اسپورت چاپ ایتالیا ، در پاسخ به این پرسش كه آیا مارادونا بدون داشتن تجربه مربیگری موفق می‌شود ، گفت: مشكلی وجود ندارد.
او مرد بزرگی است و تحسینش می‌كنم؛ چون به فوتبال آرژانتین خیلی چیزها داده است. به كار مارادونا خوشبینم، نسلی كه برنده مدال طلای فوتبال المپیك شد، می‌آید و مارادونا با آنها موفق خواهد شد.

هرالدتریبیون

روزنامه جام‌جم


نظر شما دوستان عزیز در مورد انتخاب دیگو به عنوان سرمربی آرژانتین چیه؟؟؟

به نظر من با وجود دیگو روی نیمکت آرژانتین که خودش یک بمب روحیه محسوب میشه و دستیاری مثل بیلاردو که تجاربش رو در اختیار بازیکنان قرار میده آرژانتین میتونه موفق بشه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 21:7  توسط عبدالرضا  | 

پیروزی آرژانتین با گلزنی آگوئرو و مسی

تیم ملی فوتبال آرژانتین شب گذشته با گلزنی دو فوق ستاره ی جوان خود یعنی مسی و آگوئرو از سد حریف خود اروگوئه گذشت و وضعیت خود در جدول را سر و سامان داد.ابتدا آرژانتین با گل زیبای دقیقه ۶ مسی از حریف خود پیش افتاد و این آگوئرو بود که در دقیقه ۱۳ گل دوم را وارد دروازه حریف کرد.از گل دوم به بعد بازیکنان اروگوئه به بازی خشن روی آوردند و بازیکنان تکنیکی آرژانتین را با خطاهای مکرر متوقف می کردند.تک گل تیم اروگوئه در دقیقه ۴۰ و روی اشتباه مدافعین آرژانتین به ثمر رسید.


هیوز خطاب به مدیران منچسترسیتی : آگوئرو را بخرید

سرمربی منچسترسیتی هدف اولش در جذب بازیکن را خرید مهاجم آرژانتینی و جوان باشگاه اتلتیکومادرید عنوان کرد.
روزنامه "Mail on Sunday " در این باره گزارش داد که "مارک هیوز" به دنبال خرید یک مهاجم تراز اول برای فصل بعدی است و در همین خصوص "سرجیو آگوئرو" را هدف نخست خود معرفی کرده است؛بازیکنی که ۳۰ میلیون پوند قیمت دارد.
البته سران منچسترسیتی کار مشکلی را برای صورت گرفتن این انتقال پیش رو خواهند داشت؛چرا که اینترمیلان نیز دیگر تیمی است که خواهان جذب آگوئرو است.
البته سران اینترمیلان قصد دارند برای تسریع این امر از "دیه گو مارادونا" به عنوان طعمه استفاده کنند.اسطوره سابق فوتبال آرژانتین علاوه بر اینکه مشاور آگوئرو است،پدر همسر این بازیکن جوان نیز می باشد.
 
شبکه خبری برنا

والنسیا در چند قدمی خرید كرسپو
 
 
باشگاه اسپانیایی والنسیا می كوشد مهاجم آرژانتینی اینترمیلان را به خدمت بگیرد.
به نقل از رویترز، این تیم اسپانیایی تلاش می كند انتقال ارنان كرسپو در فصل نقل و انتقال زمستانی محقق شود.
مارادونا، هم وطن كرسپو نیز از این انتقال حمایت كرده و والنسیا را خانه امنی برای این بازیكن می داند.
والنسیا در قدم اول مبلغ ۲۵ میلیون یورو را پیشنهاد كرده است.
اگر گزینه كرسپو به سرانجام نرسد، اور بانخا همچنان هافبك مورد اعتماد والنسیا خواهد بود.
 
خبرگزارى فارس
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 21:43  توسط عبدالرضا  | 

مطالب قدیمی‌تر